1405/02/17
جمال سلیمی

جمال سلیمی

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: j.salimi [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: پیوند
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
بحث و مناظره دانشجویان کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی با عنوان برنامه ریزی درسی متمرکز یا مدرسه محور
نوع پژوهش
تدریس در کارگاه
کلیدواژه‌ها
برنامه درسی، برنامه ریزی درسی، برنامه درسی متمرکز، برنامه درسی مدرسه محور
سال 1404
پژوهشگران جمال سلیمی

چکیده

کارگاه «بحث و مناظره دانشجویان کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی درسی با موضوع: برنامه‌ریزی درسی متمرکز یا مدرسه‌محور» با هدف واکاوی یکی از چالش‌های کلیدی نظام‌های آموزشی معاصر برگزار شد. این مناظره فرصتی فراهم آورد تا دانشجویان با بهره‌گیری از مبانی نظری و شواهد تجربی، به بررسی نقاط قوت و ضعف دو رویکرد غالب در طراحی و اجرای برنامه درسی بپردازند. در سوی اول، طرفداران برنامه‌ریزی درسی متمرکز بر مزایایی چون ایجاد عدالت آموزشی از طریق محتوای یکسان برای همه دانش‌آموزان، صرفه‌جویی در منابع، و امکان نظارت و ارزشیابی استاندارد تأکید داشتند. آنان استدلال کردند که در جوامع دارای تنوع فرهنگی و اقتصادی، یک برنامه ملی منسجم می‌تواند تضمین‌کننده حداقل شایستگی‌های مشترک باشد. همچنین، این رویکرد با تسهیل جابه‌جایی دانش‌آموزان بین مدارس مختلف و ایجاد هماهنگی در نظام آموزشی، به انسجام ملی کمک می‌کند. در سوی دیگر، مدافعان برنامه‌ریزی مدرسه‌محور (محلی) بر لزوم انعطاف‌پذیری و توجه به بافت و نیازهای منحصربه‌فرد هر مدرسه تأکید کردند. آنان معتقدند معلمان، اولیا و حتی دانش‌آموزان باید در تصمیم‌گیری‌های مربوط به محتوا، روش‌های تدریس و ارزشیابی مشارکت داشته باشند. این رویکرد با افزایش حس مالکیت و مسئولیت‌پذیری ذی‌نفعان، کیفیت یادگیری را بهبود می‌بخشد و امکان پاسخگویی به تفاوت‌های فردی، فرهنگ محلی و تحولات سریع اجتماعی را فراهم می‌کند. همچنین، تجربه نشان داده مدارسی که از اختیار عمل بیشتری برخوردارند، نوآوری‌های مؤثرتری در طراحی تجارب یادگیری خلق می‌کنند. در پایان مناظره، دانشجویان به این جمع‌بندی رسیدند که به‌جای نگاه دوقطبی، باید به دنبال ترکیبی پویا از این دو رویکرد بود. یک نظام آموزشی بالغ می‌تواند چارچوب ملی (شامل اهداف کلان، شایستگی‌های پایه و استانداردهای حداقلی) را حفظ کند و در عین حال، اختیارات معناداری به سطح مدرسه واگذار نماید. میزان تمرکززدایی بستگی به عواملی چون ظرفیت حرفه‌ای معلمان، نظام تأمین منابع مالی، سازوکارهای پاسخگویی و بافت فرهنگی هر جامعه دارد. این کارگاه نشان داد که بحث بین «تمرکز یا عدم تمرکز» نباید به تقابل تبدیل شود، بلکه باید زمینه‌ساز طراحی الگوهای ترکیبی متناسب با شرایط بومی هر نظام آموزشی گردد.