علیرغم گسترش مطالعات در دو دهه اخیر در حوزههایی مانند اخلاق مراقبت، روابط عاطفی و ایفای نقش مادرانه در فرایند آموزش، گونههای تربیت مادرانه در ساختارهای آموزشی متمرکز و محدود همچنان کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف فهم گونههای متفاوت تجربه تربیت مادرانه و پیامدهای آن در زیستجهان حرفهای معلمان انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از پدیدارنگاری توسعهای با رهیافت سلسلهمراتبی طراحی گردید. میدان تحقیق شامل کلیه مدارس سه مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم شهر سنندج بود. مشارکتکنندگان پژوهش 14 نفر از معلمان این مقاطع بودند که با روش نمونهگیری هدفمند ملاکی تا دستیابی به اشباع دادهها انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد و فرایند تحلیل دادهها نیز با استفاده از روش هفتمرحلهای مارتون و بوث انجام گرفت. یافتهها به شناسایی پنج مقوله توصیفی انجامید که مولفههای تربیت مادرانه را در قالب یک الگوی پیشرونده بازنمایی میکنند: (1) کنشگری عاطفی ناخودآگاه، (2) حفظ مرز اقتدار حرفهای، (3) داوری اخلاقی موقعیتمند، (4) جبران خلأهای ساختاری مدرسه، (5) مقاومت حرفهای علیه نظم بوروکراتیک مدرسه. این مقولات بهصورت سلسلهمراتبی از سطوح پیشاتأملی و واکنشی تا سطوح آگاهانه، انتقادی و تحولآفرین سازمان یافتهاند. همچنین پیامدهای بهکارگیری تربیت مادرانه در سطوح فردی/حرفهای، بینفردی، سازمانی و اجتماعی قابل احصا بود. افزون بر این، سه مؤلفهی ویژگی، تعامل و هدف بهعنوان مؤلفههای افزایش آگاهی، ساختار درونی این سلسلهمراتب را شکل میدهند. این پژوهش با ارائهی یک الگوی پیشرونده در عرصه تربیت مادرانه، به بسط نظریههای موجود در باب برنامهدرسی انسانگرایانه کمک کرده و میتواند در برنامهدرسی تربیت معلم، بازاندیشی نقش حرفهای معلمان و بهبود جو انسانی مدارس مورد استفاده قرار گیرد.