مقدمه : هدف این پژوهش با توجه به اهمیت برنامه درسی روییدنی و ویژگی ها و مولفه های آن و همچنین اهمیت و حساسیت دوره ابتدایی بخصوص دوره ی اول ابتدایی این است که تجارب یادگیری برنامه درسی دوره اول ابتدایی آموزش و پرورش کشور ما تا چه اندازه منطبق بر مولفه های برنامه درسی روییدنی است و تا چه اندازه با این مولفه ها فاصله دارد. روش: روش پژوهش کیفی و از راهبرد تحلیل محتوای مفهومی و توصیفی با دو روش کمی و کیفی استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق کتابهای درسی علوم تجربی و علوم اجتماعی دوره اول ابتدایی(علوم تجربی پایه اول،علوم تجربی پایه دوم، علوم تجربی پایه سوم و مطالعات اجتماعی پایه سوم) می باشد که توسط دفتر برنامه ریزی وتألیف کتابهای درسی در سال 1401 تألیف و چاپ شده اند. ابزار گردآوری داده ها چک لیست تحلیل محتوای کتاب های درسی است که براساس3 مؤلفه(تجربی بودن ،خلاقیت زا بودن و ارتباط با زندگی) و شاخص های26 گانه مربوط به آنها ساخته شد. یافته ها : در کتاب علوم پایه اول بر ای شاخص تجربی بودن 292 مورد یا فراوانی برای خلاقیت زا بودن 409 و برای ارتباط با زندگی واقعی نیز 216 مورد بهدستآمد. در کتاب علوم پایه دوم بر ای شاخص تجربی بودن 224 مورد یا فراوانی برای خلاقیت زا بودن 386 و برای ارتباط با زندگی واقعی نیز 187 کد بهدستآمد. در کتاب علوم پایه سوم بر ای شاخص تجربی بودن 201 مورد یا فراوانی برای خلاقیت زا بودن 504 و برای ارتباط با زندگی واقعی نیز 168 کد بهدستآمد و در کتاب مطالعات اجتماعی پایه سوم بر ای شاخص تجربی بودن 248 مورد یا فراوانی برای خلاقیت زا بودن 272 و برای ارتباط با زندگی واقعی نیز 180 کد بهدستآمد. نتیجه گیری : تجارب یادگیری کتب مورد بررسی بیشترین توجه را به مولفه خلاقیت و کمترین توجه را به ارتباط با زندگی دارد. بازبینی کتب از لحاظ ایجاد فرصتهای درگیری و مسئولیتپذیری بیشتر کودکان بهخصوص ارتباط بیشتر آنها با مسائل روز احساس می شود.