مقالهنویسی در حقوق بینالملل، بیش از آنکه یک مهارت نوشتاری باشد، یک روش فکری است. بسیاری از دانشجویان بینالمللی تصور میکنند که نگارش مقاله یعنی جمعآوری اطلاعات و بازنویسی آنها. اما اشتباه بزرگ همین جاست. مقالهی خوب از یک «پرسشِ درست» زاده میشود، نه از یک «موضوعِ جذاب». به همین دلیل، در این کارگاه بهجای پرداختن به فرمتهای نوشتاری، روی سه نقطهی کور رایج کار کردیم: اول، انتخاب مسئله به جای انتخاب موضوع. دانشجویان اغلب موضوعات کلی مثل «حقوق بشر» را انتخاب میکنند. اما آنچه مقاله را ارزشمند میکند، یک مسأله مشخص و قابلمناقشه است، مثل «آیا تحریمهای اقتصادی میتوانند نقض حق سلامتی محسوب شوند؟» این تغییر نگاه، همه مسیر پژوهش را دگرگون میکند. دوم، تفاوت بین «گزارش دادن» و «استدلال کردن«. بیشتر دانشجویان عادت دارند بنویسند «کنوانسیون چنین گفته» و تمام. اما مقالهنویس باید بگوید «کنوانسیون چنین گفته، اما در عمل چنین شده و این تناقض نشان میدهد که...». استدلال یعنی از متنِ قوانین فراتر رفتن و سؤال کردن از آنها. سوم، نتیجهگیری، پایانِ کار نیست، نقطهی اوج است. بسیاری مقاله را با خلاصهای تکراری تمام میکنند. در حالی که نتیجهگیری باید پاسخِ قاطع به سؤال اولیه باشد و نشان دهد که مقاله چه چیز تازهای به دانش موجود اضافه کرده است. در پایان، یک اصل عملی را بارها تکرار کردیم: پیش از نوشتن، مجلهی هدف را مشخص کنید و با مطالعهی نمونه مقالات آن، سبک و شیوهی ارجاعدهی را پیشاپیش یاد بگیرید. همچنین تأکید شد که کپیبرداری، حتی از یک جمله، اعتبار پژوهشگر را برای همیشه از بین میبرد. حاصل کارگاه، تغییر نگاه شرکتکنندگان از «نویسندهی خوب» به «اندیشمندِ منتقد» بود.