در این کارگاه، محور اصلی بحث، عبور از توصیفِ صرف و حرکت به سمتِ تحلیلِ انتقادی در نگارش مقالات حقوقبینالملل بود. اول کار، به این پرداختیم که یک موضوعِ خوب چه ویژگیهایی دارد؛ اینکه نباید کلی باشد، باید یک مسئلهی بهروز یا یک خلأ حقوقی مشخص را هدف بگیرد و اگر نوآوری نداشته باشد، عملاً ارزش پژوهشیاش را از دست میدهد. نکتهی کلیدیتر این بود که پژوهشگر باید «سؤال اصلی» را درست صورتبندی کند؛ چون اگر سؤال درست نباشد، کل مسیر تحقیق به خطا میرود. بحث مهم بعدی، تفاوتِ بنیادینِ «توصیف» و «تحلیل» بود. تأکید کردیم که در نوشتار علمی، هر ادعایی باید پشتوانهی محکمی داشته باشد؛ یعنی یا مستند به معاهدات بینالمللی باشد، یا رویهی قضایی (مثل آرای دیوان لاهه) و یا دیدگاههای معتبر حقوقدانان (دکترین) را پشت خودش داشته باشد. در بخش ساختار هم، اجزای اصلی مقاله را مرور کردیم؛ با تأکید بر اینکه چکیده باید خیلی شفاف و در حدود 150 تا 200 کلمه، تمامِ هستهی پژوهش را بدون نیاز به خواندنِ متن کامل نشان بدهد. مقدمه را هم بهمثابهی یک نقشهی راه دانستیم که هم خلأ پژوهشی را آشکار میکند و هم خواننده را با ترتیبِ منطقیِ بحث آشنا میسازد. در بخش نتیجهگیری هم اشاره شد که صرفاً جمعبندی کافی نیست؛ باید بهصراحت پاسخِ نهایی به سؤالِ تحقیق داده شود، پیشنهادِ کاربردی برای مخاطب ارائه گردد و حتی محدودیتهای کارِ خودمان را هم صادقانه بازگو کنیم تا اعتبارِ علمیِ کار بیشتر شود. در انتها، به یک توصیهی عملیِ خیلی مهم رسیدیم: مجلهی هدف را پیش از شروعِ نوشتن انتخاب کنید تا از دوبارهکاری در فرمت و شیوهی ارجاعدهی جلوگیری شود. در کنارِ آن، پایبندی به اصولِ اخلاقی و پرهیزِ جدی از سرقتِ ادبی، بهعنوانِ خطِ قرمزِ پژوهش، بارها تکرار شد. حاصلِ کارگاه، ارائهی یک چارچوبِ عملیاتی به پژوهشگران بود تا بتوانند مقالههایی بنویسند که هم از نگاهِ شکلی و هم از نظرِ محتوایی، استانداردهای مجلاتِ معتبر را پاس کند.