آب به عنوانیکی از مهمترین نهاده در بخش کشاورزی همواره مورد تاکید بوده و استفاده بهینه از آن حایز اهمیت فراوانی است. در استان کردستان تعاونی آببران روستای سرچم واقع در پایاب سدّ گاوشان کامیاران در راستای برنامه توسعه کشاورزی و بهبود وضعیت زارعین منطقه تاسیس شده است. مطالعه حاضر بهمنظور ارزیابی اقتصادی آب عرضه شده برای محصولات غالب کشت شده (گندم وذرت) صورت گرفته است. بدین منظور با توجه به شرایط زمانی و مکانی از طریق نمونهگیری تصادفی ساده، به تعداد80 زارع طی سال زارعی (1400-1399) انتخاب گردید. دادهها از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه جمع آوری شده است. از فرمهای مختلف توابع تولید و هزینه جهت بررسی وضعیت تولید و هزینه واحدهای مورد مطالعه استفاده گردید. درتابع تولید ذرت در مدل کاب- داگلاس؛ متغیرهای ساعات شخم، کود حیوانی، کود فسفات، کود ازت، کود پتاس، تعداد دفعات آبیاری و کود برای محصول ذرت به عنوان متغیرهای توضیحی وارد مدل شدند. نتایج حاکی از آن است که در تابع تولید ذرت به روش کاب – داگلاس، ساعات شخم ماشینی وکود حیوانی دارای تاثیرات معنیدار در مدل برآوردی را دارند. برای برآورد تابع تولید محصول گندم از دو مدل کاب -داگلاس و ترانسندنتال استفاده شده است متغیرهای کود پتاس و فسفات در مدل کاب داگلاس و متغیرهای کود ازت و سایر کودهای (ریز مغذیها) به دو صورت خطی و لگاریتمیدر داخل مدل ترانسندنتال معنیدار شدهاند. خطی بودن تابع هزینه محصولات دلالت بر این دارد که در اکثر موارد، کشاورزان در مقدار مصرف نهادهها نسبتا مشابه هم، عمل میکنند. بهعلاوه، ارزش تولید نهایی آب برای محصول گندم در مقایسه با ذرت، بیانکنندهی تفاوت زیاد میان این دو محصول هم از نظر میزان بازدهی مقداری و هم قیمت بازاری است. مطابق محاسبات پژوهش حاضر، حداقل وسعت اقتصادی منطقه مورد مطالعه برای هر دو محصول گندم و ذرت حدود دو هکتار زمین آبی است و برای خانوارهایی که زمین دیم دارند بازدهی زمین کمتر از بازدهی زمین آبی میباشد و خانوار لازم است اراضی بیشتری را تحت کشت قرار دهد تا بتواند هزینه های خانوار را جبران کند.