هدف این پژوهش، طراحی راهبردهای مشارکتمحور با تأکید بر ظرفیتهای جامعه محلی در سیاستگذاری مدیریت منابع آب استان کردستان است. با توجه به بحران آب در دهگلان و قروه، شکست رویکردهای مشارکتیِ «بالا به پایین» و ناکارآمدی سیاستهای دولتمحور، بازتعریف حکمرانی مشارکتی ضرورت یافته است. با بهکارگیری مدل آنسل و گاش و روش تحلیل تماتیک (مصاحبه با 15 کشاورز و 9کارشناس)، یافتهها نشان میدهد که شکست کنشهای جمعی و تشکلیابی و اثرات همافزایی منفی نهادها/ جامعه محلی شرایط آغازگر اتخاذ راهبردهای مشارکتمحور را فراهم آوردهاند. با توجه به ضعف آموزش، بهحاشیهرانی ظرفیتهای محلی و رویه سازمانی متمرکز و نابسندگی آن در مدیریت آب، فرایند همکاری نهادها و جامعه محلی باید براساس عدم تمرکز، آموزش و توانمندسازی جامعه محلی به پیش رود. افزایش توان بازدارندگی قوانین و سیاستهای تشویقی نیز جهت تسهیل این فرایند باید از سوی نهادها اتخاذ شود. در نهایت، با توجه به ضعف حکمرانی مشارکتی همافزا، راهبردهای مشارکتمحور، تشکیل کمیتههای محلی، توسعه فناوری دیجیتال و اطلاعرسانی عمومی، مشارکت گفتوگویی و مشارکت مبتنی بر مشروعیت به عنوان رویکرد مشارکتمحور حدوسط مابین نهادهای متولی وکشاورزان را میتوان پیشنهاد نمود.