1405/02/09
حسن غریبی

حسن غریبی

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: پیوند
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت: پیوند
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار: پیوند
پست الکترونیکی: h.gharibi [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: پیوند
تلفن:
HIndex: 0

مشخصات پژوهش

عنوان
رابطه بین آسیب های شخصیت بر اساس ICD-11، سطوح کارکرد شخصیت و سازمان شخصیت در والدین با مشکلات رفتاری و شایستگی اجتماعی فرزندان با نقش میانجیگری تعارض زناشویی و استرس والدگری
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
آسیب‌های شخصیت ICD-11، سطوح کارکرد شخصیت، سازمان شخصیت، تعارض زناشویی، استرس والدگری، شایستگی اجتماعی، مشکلات رفتاری فرزندان
سال 1404
پژوهشگران محسن قاهر(دانشجو)، امید عیسی نژاد(استاد راهنما)، حسن غریبی(استاد راهنما)

چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی روابط میان ابعاد مختلف شخصیت والدین شامل آسیب‌های شخصیت بر اساس نظام طبقه‌بندی ICD-11، سطوح کارکرد شخصیت و سازمان شخصیت با شاخص‌های خانوادگی و فرزندپروری -همچون تعارض زناشویی، استرس والدگری، شایستگی اجتماعی و مشکلات رفتاری فرزندان بود. این پژوهش با رویکرد توصیفی–همبستگی و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه‌ی آماری شامل والدین اشنویه ای دارای فرزندان در سنین کودکی و نوجوانی بود که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌های استاندارد مربوط به آسیب‌های شخصیت (ICD-11-PD)، سطوح کارکرد شخصیت (LPFS)، سازمان شخصیت کرنبرگ، تعارض زناشویی، استرس والدگری و شاخص‌های شایستگی اجتماعی و مشکلات رفتاری فرزندان گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد بین ابعاد مختلف شخصیت والدین و متغیرهای خانوادگی و فرزندی روابط معناداری وجود دارد. آسیب‌های شخصیت، سطوح پایین کارکرد شخصیت و سازمان‌یافتگی نابالغ شخصیت با افزایش تعارض زناشویی، استرس والدگری و مشکلات رفتاری فرزندان همراه بود. همچنین، تعارض زناشویی و استرس والدگری نقش میانجی معنادار در رابطه‌ی بین ویژگی‌های شخصیتی والدین و پیامدهای رفتاری و اجتماعی فرزندان ایفا کردند. به‌عکس، سازمان شخصیت سالم‌تر و سطح بالاتر کارکرد شخصیت، با کاهش تعارض زناشویی و استرس والدگری و در نهایت، با افزایش شایستگی اجتماعی فرزندان ارتباط مثبت داشت. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که سلامت شخصیت والدین بنیان اصلی سلامت روان خانواده است و مداخلات روان‌شناختی مؤثر بر تنظیم هیجان، انسجام شخصیت و روابط زناشویی می‌تواند به بهبود عملکرد والدگری و رشد اجتماعی و هیجانی فرزندان بینجامد. یافته‌ها می‌تواند راهنمایی برای مشاوران خانواده، روان‌درمانگران و سیاست‌گذاران حوزه‌ی سلامت روان در طراحی برنامه‌های پیشگیرانه و مداخله‌ای مبتنی بر خانواده باشد.