1405/02/01
فواد حبیبی

فواد حبیبی

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: 0000-0002-0763-2065
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار: مشاهده
پست الکترونیکی: foad.habibi [at] uok.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
رسانه ها پس از دلوز
نوع پژوهش
کتاب
کلیدواژه‌ها
رسانه ها، شبکه های اجتماعی، ژیل دلوز، شیزوکاوی
سال 1403
پژوهشگران فواد حبیبی

چکیده

اغلب آنچه در حوزۀ نظریۀ رسانه‌ها داریم انبوهی از آثاری است که گویی در جهانی منفک و برکنده از طیف متنوع اندیشه‌های ممکن، بر چند نظریۀ محدود و مشخص تثبیت و پرچ شده است. اگر با بسیاری از آثار فنّی و کاربردی کاری نداشته باشیم که در بهترین حالت دستورالعمل‌هایی برای تکنیسین‌های رسانه‌هاست، نظریه‌های حوزۀ رسانه‌ها در سیطرۀ تقریباً مطلق روانشناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی تجربی قرار دارد. تازه اگر از زیر آوار این دست مطالعات کاربردی و عملیاتی درآییم با شمار معدودی از کتاب‌هایی رو در رو می‌شویم که خود را وام‌دار «نظریۀ انتقادی» می‌خوانند. و مراد از نظریۀ انتقادی برای دهه‌های متمادی چیزی نبوده جز تکرار مجموعه‌ای از احکام تکراری، کلی و پیشینی در نفی و تقبیح مطلق رسانه‌ها، به سبب بیگانه‌سازی، اتمیزه‌کردن، ابتذال فرهنگی و قس‌علی‌هذا. بنابراین در هر دو سر طیف با چیزی واحد سروکار داریم، پذیرفتن رسانه‌ها «چنان‌که هست». در یک طرف پذیرفتن رسانه‌های موجود و تشریح شیوه‌های بهره‌گیری از امکان‌های آن‌ها برای «مردم»، و در طرف مقابل پذیرفتن رسانه‌های موجود و آموزش شیوه‌های امکان‌های بهره‌گیری آن‌ها از «مردم». چه‌بسا چنین به نظر آید که مگر می‌توان جز بدین شیوه، ولو به‌رغم مواضع آشکارا پاردوکسیکال، به رئالیسم وفادار بود؟ مگر غیر از این است که اصل رئالیستی تحلیل و مداخله در هستی اجتماعی اقتضا می‌کند که از «آنچه هست» بیاغازیم، و نه از آنچه مطلوب می‌شماریم؟ رسانه‌ها پس از دلوز دقیقا به همین پرسش پاسخ می‌دهد تا راهی به بیرون از این دوگانه مسلط و کلیشه ای بگشاید.