هدف پژوهش حاضر تدوین مدل علّی نشانههای اختلال شخصیت مرزی بر اساس بدرفتاریهای دوران کودکی با نقش میانجی پردازش پاداش و بدتنظیمی هیجانی بود. روش پژوهش حاضر از نوع طرحهای همبستگی مبتنی بر روابط ساختاری، مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش حاضر دانشجویان دانشگاه کردستان در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. بدین منظور ابتدا با استفاده از پرسشنامه ارزیابی خرده مقیاس شخصیت مرزی که دارای نمره برش 37 می باشد شروع به توزیع 1000 پرسشنامه شد اما به دلیل عدم برآورد کفایت حجم نمونه مورد نظر، توزیع پرسشنامه ها تا 2000 عدد ادامه یافت تا برآورد کفایت حجم نمونه مورد نظر انجام گردد و تعداد نمونهی مورد نظر به حد نصاب رسید. یعنی از این تعداد پرسشنامه، 600 پرسشنامه دارای نمره برش 37 و بالاتر بود که به همراه دادههای سایر پرسشنامهها وارد برنامه SPSS برای مرحله تحلیل شد. این تعداد نمونه، پس از حذف موارد پرت به 538 نفر کاهش یافت. روش نمونهگیری استفاده شده، نمونهگیری در دسترس بود. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه ارزیابی خرده مقیاس شخصیت مرزی، پرسشنامه تروماهای دوران کودکی(CTQ)، مقیاس سیستمهای مغزی/رفتاری (BAS/BIS) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان(DERS) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزارهای آماری AMOS و SPSS استفاده شد و آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون، ضریب رگرسیون و تحلیل مسیر انجام شد. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد: نتایج تحلیل مسیر در پژوهش حاضر نشان داد که مسیر بدرفتاریهای دوران کودکی به نشانههای شخصیت مرزی با واسطهگری BAS با ضریب بتا 016/0 معنیدار نبود. از سوی دیگر، مسیر بدرفتاریهای دوران کودکی به نشانههای شخصیت مرزی با واسطهگری BIS و بدتنظیمی هیجانی به ترتیب با ضریب استاندارد 073/0 و 293/0 معنیدار بود. بنابراین، با توجه به نتایج آزمون بوت استرپ، بدرفتاریهای دوران کودکی با واسطهگری BIS و بدتنظیمی هیجانی اثر معنیداری بر نشانههای شخصیت مرزی دارد. براساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان بیان کرد که بدرفتاریهای دوران کودکی به واسطه BIS و بدتنظیمی هیجانی میتواند نشانههای اختلال شخصیت مرزی را پیشبینی نماید.