1405/05/13
احمد ولی پور

احمد ولی پور

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: دانشکده منابع طبیعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: ahmadvalipour [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: پیوند
تلفن: 087336205513212
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
جنگلداری اجتماعی؛ بازاندیشی در نظام تدبیر و حکمرانی جنگل
نوع پژوهش
سخنرانی
کلیدواژه‌ها
جنگلداری اجتماعی، حکمرانی جنگل، ارزش‌های ارتباطی، پیوند انسان–طبیعت، دانش بومی، مدیریت پایدار جنگل، جنگل‌های زاگرس
سال 1405
پژوهشگران احمد ولی پور

چکیده

در دهه‌های اخیر، جنگل‌های زاگرس با چالش‌های متعددی از جمله تغییر اقلیم، خشکسالی‌های مکرر، آتش‌سوزی، آفات و بیماری‌ها، تغییر کاربری اراضی و فشارهای اقتصادی و اجتماعی مواجه بوده‌اند. کاهش چشمگیر سطح و کیفیت این جنگل‌ها در کنار محدودیت‌های رویکردهای سنتی و متمرکز مدیریت منابع طبیعی، ضرورت بازاندیشی در شیوه‌های حکمرانی جنگل را بیش از پیش آشکار ساخته است. جنگلداری اجتماعی یکی از مهم‌ترین پاسخ‌های جهانی به این چالش‌هاست؛ رویکردی که بر مشارکت واقعی جوامع محلی، بهره‌گیری از دانش بومی، همکاری میان ذی‌نفعان و پیوند میان اهداف اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی تأکید دارد. یافته‌های پژوهش‌های انجام‌شده در جنگل‌های زاگرس نشان می‌دهد که ساکنان این مناطق تنها «وابسته به جنگل» نیستند، بلکه بخشی از یک نظام اجتماعی–بوم‌شناختی پیچیده را تشکیل می‌دهند که در آن دامداری، چشم‌انداز جنگلی، دانش بومی، هویت محلی و روابط اجتماعی به‌طور عمیق درهم تنیده‌اند. برای بسیاری از جنگل‌نشینان، جنگل صرفاً منبع درآمد یا تأمین‌کننده علوفه نیست؛ بلکه بخشی از هویت، خاطره جمعی، احساس تعلق، مسئولیت‌پذیری و شیوه زندگی آنان به شمار می‌رود. این روابط را می‌توان در قالب ارزش‌های ارتباطی (Relational Values) تبیین کرد؛ ارزش‌هایی که از تعامل مستمر میان انسان، جامعه و طبیعت شکل می‌گیرند و فراتر از ارزش‌های صرفاً اقتصادی یا حفاظتی هستند. در مدیریت پایدار جنگل، این ارزش‌ها باید در چارچوبی گسترده‌تر از روابط اجتماعی، اقتصادی و اکولوژیکی مورد توجه قرار گیرند. این واقعیت، ضرورت عبور از نگاه صرفاً فنی و تولیدمحور در جنگل را آشکار می‌کند. جنگل‌ها تنها مجموعه‌ای از درختان نیستند؛ بلکه چشم‌اندازهایی زنده‌اند که در آن طبیعت، فرهنگ، معیشت و جامعه به هم پیوند خورده‌اند. یافته‌های پژوهش‌های انجام‌شده در زاگرس نشان می‌دهد که این پیوندها در قالب ابعاد مختلف پیوند انسان – طبیعت (Human-Nature Connectedness) از جمله ابعاد مادی، هویتی، شناختی، عاطفی، تجربی و فلسفی قابل درک هستند. البته جنگلداری اجتماعی به معنای واگذاری کامل مسئولیت به مردم یا حذف نقش دولت نیست. تجربه‌های موفق جهانی نشان می‌دهد که تحقق این رویکرد نیازمند وجود نهادهای محلی کارآمد، قوانین شفاف، عدالت در توزیع منافع، توجه به گروه‌های کم‌قدرت مانند زنان و خانوارهای فقیر و همچنین حمایت مستمر دولت است. در این چارچوب، نقش دولت از «فرمانده و کنترل‌کننده» به «تسهیل‌گر، ناظر و شریک» تغییر می‌یابد؛ نقشی که زمینه همکاری، اعتماد و مشارکت مؤثر میان همه ذی‌نفعان را فراهم می‌کند. امروزه بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که حفاظت از جنگل‌ها تنها یک مسئله زیست‌محیطی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با حکمرانی، عدالت اجتماعی، توسعه روستایی و آینده جوامع محلی است. از این منظر، جنگلداری اجتماعی صرفاً یک تکنیک یا روش جنگلداری نیست؛ بلکه تحولی در فلسفه حکمرانی جنگل و بازتعریف رابطه میان دولت، جامعه و طبیعت به شمار می‌آید. یکی از مهم‌ترین درس‌های تجربه زاگرس و بسیاری از مناطق جهان این است که مردم محلی نه مانعی برای حفاظت، بلکه بخشی از راه‌حل هستند. آینده جنگل‌ها در مشارکت، اعتماد، یادگیری متقابل و حکمرانی چندسطحی نهفته است؛ جایی که دانش آکادمیک و دانش بومی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، حفاظت از طبیعت با بهبود کیفیت زندگی جوامع محلی همراه شده و حفاظت از جنگل، توسعه محلی و عدالت اجتماعی به‌صورت همزمان دنبال شوند. در چنین رویکردی، تقویت ارزش‌های ارتباطی و پیوندهای انسان–طبیعت نه یک موضوع حاشیه‌ای، بلکه یکی از پیش‌شرط‌های اساسی پایداری اجتماعی و اکولوژیکی جنگل‌ها محسوب می‌شود. در پایان یاد و نام دکتر هدایت غضنفری را گرامی می‌داریم؛ استاد جنگلداری دانشگاه کردستان که از پیشگامان و بنیان‌گذاران مطالعات جنگلداری اجتماعی در زاگرس بود. او با ثبت و مستندسازی نظام سنتی گلازنی و دانش بومی مرتبط با آن، میراثی ماندگار در شناخت رابطه انسان و جنگل در زاگرس بر جای گذاشت و با ارائه الگوهای اصلاح‌شده مدیریت سنتی، ضمن پیوند دانش بومی و علمی، جایگاه جوامع محلی در مدیریت پایدار جنگل را نشان داد.