تالاب زریبار و جنگلهای پیرامونی آن یکی از مهمترین اکوسیستمهای زاگرس هستند که مجموعهای گسترده از خدمات اکوسیستمی فراهمی، تنظیمی، فرهنگی و پشتیبانی را برای جوامع محلی و سایر ذینفعان دور و نزدیک فراهم میکنند. این خدمات شامل تولید غذا، تأمین آب شیرین، تنظیم کیفیت هوا، فراهمسازی زیستگاه و ارزشهای فرهنگی–اجتماعی مانند گردشگری و هویت محلی است. با وجود این ارزشها، فشارهای انسانی ناشی از تغییر کاربری اراضی، توسعه کشاورزی، برداشت بیرویه آب، آتشسوزی، افزایش جمعیت، تغییر الگوهای معیشتی و ضعف حکمرانی محیطزیستی، این اکوسیستم را طی دو دهه اخیر با تهدیدهای جدی مواجه کرده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی نوع، میزان و روند تغییرات بهرهبرداری از خدمات اکوسیستمی جنگلها و تالاب زریبار در بازه زمانی 1375 تا 1402 و ارائه راهبردهای مدیریتی پایدار مبتنی بر ادراک ذینفعان محلی انجام شده است. روش تحقیق بر پایه رویکرد توصیفی–تحلیلی و ترکیبی از دادههای میدانی و اسنادی بود. پنج پرسشنامه نیمهساختاریافته برای گروههای مختلف ذینفعان شامل کشاورزان، جامعه محلی، فعالان اقتصادی، گردشگران و دهیاران طراحی شد و در مجموع 54 مصاحبه با در نظر گرفتن اصل اشباع نظری انجام گرفت. دادههای کیفی مصاحبهها پیادهسازی، کدگذاری و بر اساس چارچوب MEA (2005) طبقهبندی شدند. دادههای دیگر شامل اطلاعات اقلیمی 25 ساله (دما و بارش)، آمار جمعیتی و خانوار، شاخص قیمت مصرفکننده، درآمد و هزینه خانوارهای روستایی و دادههای فیزیکوشیمیایی تالاب (عمق، pH، فسفات، نیترات، تولید ماهی و ترکیب گونهای) گردآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دمای سالانه روند افزایشی و بارش روند کاهشی داشته و دوره خشکی خرداد تا شهریور تشدید شده است. این تغییرات اقلیمی، همراه با افزایش تبخیر–تعرق، فشار مضاعفی بر منابع آب و پوشش جنگلی وارد کرده است. دادهها نشان داد که عمق تالاب کاهش یافته، pH، نیترات و فسفات روند افزایشی داشتهاند و توان تولید ماهی از 1004 به 818 کیلوگرم در هکتار کاهش یافته است. ترکیب گونهای نیز بهسمت غلبه گونههای غیربومی تغییر کرده است؛ موضوعی که پیامدهای اکولوژیکی جدی مانند تغییر در زنجیره غذایی و فشار بر گونههای بومی را به همراه دارد. در بعد اجتماعی–اقتصادی، جمعیت و تعداد خانوارهای روستایی افزایش یافته و تورم تجمعی بیش از 285 برابر طی دوره 1375 تا 1403 موجب کاهش قدرت خرید و افزایش فشار معیشتی شده است؛ عواملی که بهرهبرداری از منابع طبیعی را تشدید کردهاند و به تغییر الگوهای معیشتی و افزایش وابستگی به منابع جنگل و تالاب منجر شدهاند. تحلیل خدمات اکوسیستمی بر اساس ادراک ذینفعان نشان داد که خدمات فرهنگی (بهویژه تفریح و طبیعتگردی) بیشترین برجستگی را دارند، درحالیکه خدمات تنظیمی و پشتیبانی کمتر در گفتار مردم مطرح شدهاند. در خدمات فراهمی، افزایش وابستگی به آب چاه و کاهش استفاده از محصولات غیرچوبی جنگل و تالاب گزارش شد. این الگوها نشاندهنده تغییرات معیشتی، فشار بر منابع آبی و کاهش دسترسپذیری برخی خدمات سنتی است. در مجموع، خدمات فرهنگی با 187 بار اشاره، پرتکرارترین دسته خدمات بودند و اهمیت آنها در هویت اجتماعی و تجربه روزمره مردم محلی برجسته شد. در مرحله تحلیل راهبردی، 18 قوت، 16 ضعف، 18 فرصت و 18 تهدید شناسایی و توسط 69 نفر از کارشناسان و ذینفعان وزندهی و رتبهبندی شد. نتایج ماتریسهای IFE و EFE نشان داد که اکوسیستم زریبار در وضعیت رقابتی با گرایش محافظهکارانه قرار دارد؛ یعنی قوتها بر ضعفها غلبه دارند اما تهدیدها بیش از فرصتها هستند. بر این اساس، با استفاده از ماتریس SWOT و QSPM راهبردهای مدیریتی استخراج، فرموله و اولویتبندیشدند. این راهبردها شامل حفاظت و کنترل تهدیدهای فوری، تقویت پایش و هشدار، بهبود حکمرانی محیطزیستی، توانمندسازی معیشتی جامعه محلی، توسعه کشاورزی پایدار، ساماندهی گردشگری و ایجاد اکوسیستم نوآوری بود. این پژوهش با ارائه تصویری جامع از روندهای اکولوژیک، اجتماعی–اقتصادی و ادراک ذینفعان و تدوین راهبردهای مبتنی بر شواهد، میتواند مبنایی علمی برای مدیریت پایدار و حفاظت بلندمدت اکوسیستم ارزشمند تالاب–جنگل زریبار فراهم آورد و الگویی برای مدیریت اکوسیستمهای مشابه در کشور ارائه کند.