با توجه به شرایط کشور از نظر خشک و نیمه خشک بودن و عدم توزیع مناسب بارندگی در طول دوره رشد گندم دیم، این محصول تحت شرایط تنش کمآبی قرار خواهد گرفت. از جمله راهحلها برای کاهش اثر تنش کمآبی در گندم دیم تغذیه صحیح گیاه است. پتاسیم و روی به عنوان عناصر کلیدی در شرایط تنشهای محیطی، نقش اساسی در رشد و نمو گیاهان و افزایش تحمل به تنش در گیاه دارند. از این رو، این مطالعه با هدف بررسی مدیریت مصرف کودهای پتاسیمی و روی در افزایش عملکرد کمی و کیفی گندم (Triticum aestivum L.) دیم در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با شش تیمار و چهار تکرار در دو سال زراعی 01- 1400 و 02-1401 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار اول شاهد (T1): کاربرد همه کودها بر اساس تجزیه خاک به جز پتاسیم و روی (K0Zn0)، تیمار دوم (T2): کاربرد تمام کود پتاسیمی از منبع سولفاتپتاسیم، قبل از کاشت در پاییز (K1Zn0)، تیمار سوم (T3): کاربرد 33 درصد سولفاتپتاسیم، قبل از کاشت در پاییز و 67 درصد از منبع باقیمانده محلول سولفاتپتاسیم حاوی کلات روی در بهار (K2Zn0)، تیمار چهارم (T4): کاربرد تمام کود روی از منبع سولفاتروی قبل از کاشت بذر در پاییز (K0Zn1)، تیمار پنجم (T5): کاربرد تمام سولفاتپتاسیم و سولفاتروی قبل از کاشت بذر در پاییز (K1Zn1) و تیمار ششم (T6): استفاده از 33 درصد سولفاتپتاسیم و سولفاتروی قبل از کاشت بذر در پاییز و 67 درصد باقیمانده از منبع محلول سولفاتپتاسیم حاوی کلات روی در بهار (K2Zn1) بودند. میانگین بارندگی در سال اول و دوم به ترتیب 50/314 و 10/508 میلی لیتر بود. نتایج سال اول نشان داد که از بین تیمارهای مورد استفاده تیمار ششم (K2Zn1) بیشترین اثرگذاری را در افزایش عملکرد کمی و کیفی گندم دیم داشت. به طوری که بیشترین مقدار عملکرد دانه دیم با 4472 کیلوگرم در هکتار، مقدار وزن هزار دانه با مقدار 28/51 گرم، کلروفیل a (15/2 میلیگرم برگرم)، کلروفیل کل (51/2 میلیگرم برگرم)، کارتنویید (96/0 میلیگرم برگرم )، محتوی رطوبت نسبی برگ (22/70 درصد)، شاخص پایداری غشاء سطح برگ (938/0) و مقدار پتاسیم و روی دانه گندم در سال اول در تیمار K2Zn1 به ترتیب با مقادیر49/0و 35/0 درصد مشاهده شد. بیشترین مقدار کلروفیل b با 78/0 میلیگرم برگرم و پرولین با مقدار 568 میلیگرم برگرم وزن خشک در تیمار K0Zn1 مشاهده شد. همچنین بیشترین مقدار گلایسین بتائین (85/3 میلیگرم برگرم وزن خشک)، کربوهیدارات نامحلول (31/31 درصد) و محلول گندم (60/56 درصد)، بیشترین فعالیت آنزیم پراکسیداز (267/0 درصد)، بالاترین محتوای پروتئین دانه (64/14 درصد) تحت تاثیر این تیمار قرار گرفت. با توجه به نتایج به دست آمده همچنین کمترین مقدار نسبت مولی اسید فیتیک به روی دانه در تیمار K2Zn1 و K1Zn1 مشاهده شد. نتایج سال دوم نیز نشان داد که بیشترین عملکرد دانه دیم 3610 کیلوگرم در هکتار، وزن هزاردانه با مقدار 25/51 گرم، عملکرد کاه دیم با مقدار 7371 کیلوگرم در هکتار، شاخص پایداری غشا، سطح برگ و کاهش سرعت آب به ترتیب با مقادیر 953/0، 75/47 سانتیمتر مربع و 66/0، گلایسین بتائین (49/4 میلیگرم بر گرم وزن خشک) و پرولین (514 میلیگرم برگرم)، پروتئین محلول گندم (88/0 میلیگرم برگرم وزن تازه برگ)، آنزیم پراکسیداز (30/0 درصد)، محتوای کلروفیل a (2/2 میلیگرم برگرم)، میزان کربوهیدرات نامحلول و محلول دانه گندم به ترتیب (1/31 و 98/61)، درصد محتوی رطوبت نسبی برگ با مقدار 27/80 درصد در تیمار K2Zn1 مشاهده شد. همچنین بیشترین مقدار پروتئین دانه (38/14 درصد) در تیمار K2Zn1 و کمترین مقدار آن در تیمار K0Zn0 به دست آمد. بیشترین کلروفیل کل در تیمار K1Zn1 (64/2 میلیگرم برگرم) مشاهده شد. همچنین بیشترین مقدار کلروفیل b در تیمار K1Zn0 مشاهده شد. همچنین کمترین مقدار نسبت مولی اسید فیتیک به روی (PA/Zn) در تیمار K2Zn1 مشاهده شد. با توجه به نتایج بالاترین مقدار پتاسیم (51/0 درصد) و روی دانه گندم (34/0 میلیگرم برکیلوگرم) در تیمار K2Zn1 و در کمترین مقدار این صفات در تیمار K0Zn0 مشاهده گردید. با عنایت به نتایج بدست آمده از دو سال تحقیق چنین جمعبندی میگردد که در سال اول آزمایش به رغم بارندگی سالیانه کمتر (314 میلیمتر) چون پراکنش بارندگی بسیار مناسب بوده بیشترین عملکرد هکتاری از تیمار K2Zn1 بدست آمده، لیکن در سال دوم آزمایش با بارندگی سالیانه (508 میلیمتر) به دلیل پراکنش نامناسب باران و رشد بیش از حد علفهای هرز عملکرد حدود 19 درصد کمتر از سال اول بود. همچنین افزایش عملکردی هکتاری 98 درصدی بهترین تیمار در مقایسه با تیمار شاهد در سال اول که توام با بهبود خصوصیات کیفی گندم بود و افزایش 101 درصدی بهترین تیمار کودی در سال دوم نیز موید اثر بخشی بسیار مثبت مصرف قبل از کاشت و سرک کودهای پتاسیمی و روی بود. پس با توجه به نتایج به دست آمده مصرف کودهای پتاسیمی و روی در اراضی دیم غرب کشور با مقدار پتاسیم و روی کمتر از حد بحرانی در جلوگیری از تنشهای محیطی و بهبود خصوصیات کمی-کیفی گندم دیم بسیار موثر بوده و اکیداً مصرف توام آنها در این مناطق توصیه میگردد.