مقدمه: افسردگی پس از زایمان یکی از مشکلات شایع روانی دوره پس از زایمان است که اثرات منفی متعددی بر زندگی زنان و خانواده آنها دارد و شناسائی عوامل خطر آن، می تواند گامی در جهت ارتقای سطح سلامت مادران باشد؛ لذا این پژوهش با هدف تعیین افسردگی پس از زایمان و ارتباط آن با تجربه زایمان در زنان نخست زا در سال 1402 انجام شد. مواد و روش کار: این مطالعه به روش مقطعی، در خصوص 402 نفر از زنان نخستزای واجد شرایط مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهرستان سنندج که به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل فرم ثبت مشخصات دموگرافیک و بالینی و پرسشنامه تجربه زایمانی و مقیاس افسردگی پس از زایمان ادینبورگ بود. داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون لجستیک چندگانه درنرم افزار spss 26 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته های مطالعه نشان داد که میانگیننمره تجربه زایمان 0/55 ±2/84 بود، همچنین شیوع افسردگی پس از زایمان 25/6 درصد بود. افسردگی پس از زایمان با سطح تحصیلات، بستری شدن به علت عوارض نفاسی و نحوهی تغذیه شیرخوار رابطه معنی دار داشت و با افزایش نمره تجربهزایمان، افسردگی پس از زایمان بطور معنیداری کاهش یافت. نتیجه گیری: میزان افسردگی پس از زایمان نسبتاً بالا و عواملی مانند سطحتحصیلات، بستری شدن مادر به علت عوارض نفاسی و نحوه تغذیه شیرخوار با آن مرتبط بود. همچنین ارتباط منفی و معنادار میان تجربهزایمانی و افسردگی پس از زایمان وجود داشت و ایجاد تجربه خوب و خوشایند در طی لیبر و زایمان برای مادران سبب کاهش ابتلا یه این اختلال شد.