هدف از پژوهش حاضر، بررسی برازش مدل ساختاری خود ناتوانسازی تحصیلی بر اساس کمالگرایی و دلزدگی تحصیلی با نقش واسطهای ترس از ارزیابی منفی و بد تنظیمی هیجان در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی که با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه سال تحصیلی 1403-1404 شهر کرمانشاه بود. از جامعه مذکور به روش نمونهگیری تصادفی خوشه ای، در نهایت 310 نفر براساس قاعده کلاین در معادلات ساختاری انتخاب شدند. برای این پژوهش از پرسشنامه استاندارد خود ناتوانسازی شوینگر و استینسمر پلستر (2011)، پرسشنامه کمالگرایی چندبعدی فراست (1990)، مقیاس ترس از ارزیابی منفی واتسون و فرند (1969)، پرسشنامه دلزدگی تحصیلی پکران، تیتز و پری (2002) و پرسشنامه بدتنظیمی هیجان کافمن و همکاران (2016)، استفاده شد. در این پژوهش بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها نرمافزارهای SPSS-26 و AMOS مورداستفاده قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل دادهها، مدل کلی پژوهش دارای برازش مطلوبی بود و اثر مستقیم دلزدگی تحصیلی، کمالگرایی، ترس از ارزیابی منفی و بدتنظیمی هیجان بر خود ناتوانسازی تحصیلی مثبت و معنادار بود. همچنین اثر غیرمستقیم دلزدگی تحصیلی بر خود ناتوانسازی تحصیلی با نقش واسطه ترس از ارزیابی منفی نشان از عدم معناداری بود و اثر غیرمستقیم کمالگرایی بر خود ناتوانسازی تحصیلی با نقش واسطه ترس از ارزیابی منفی مثبت و معنادار بود و نتایج غیرمستقیم کمالگرایی بر خود ناتوانسازی تحصیلی با نقش واسطه بد تنظیمی هیجانی مثبت و معنادار بود و همچنین اثر غیرمستقیم دلزدگی تحصیلی بر خود ناتوانسازی تحصیلی با نقش واسطه بد تنظیمی هیجانی مثبت و معنادار بود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که ارتباط و اثر میان دلزدگی تحصیلی، کمالگرایی، ترس از ارزیابی منفی و بدتنظیمی هیجانی بینش ارزشمندی جهت درک و تبیین خود ناتوانسازی تحصیلی در دانشآموزان فراهم میکند.