1405/02/29
انور دست باز

انور دست باز

مرتبه علمی: استادیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: anvardastbaz [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: پیوند
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
پیش بینی احساس تنهایی در نوجوانان براساس سبک های دلبستگی و تحریفات شناختی با نقش میانجی تنیدگی روانشناختی
نوع پژوهش
مقاله ارائه شده کنفرانسی
کلیدواژه‌ها
احساس تنهایی، سبکهای دلبستگی، تحریفات شناختی، تنیدگی روانشناختی
سال 1404
پژوهشگران شیوا عبدی ، انور دست باز

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی پیش بینی احساس تنهایی در نوجوانان بر اساس سبک های دلبستگی و تحریفات شناختی، با در نظر گرفتن نقش میانجی تنیدگی روان شناختی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادالت ساختاری است. برای تحلیل داده ها از رویکرد حداقل مربعات جزئی در نرم افزار PLS Smart استفاده شد که روشی مناسب برای مدل های پیچیده با حجم نمونه متوسط و داده های فاقد توزیع نرمال است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر تهران بود و نمونه ای 160 نفره به روش در دسترس انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد سبکهای دلبستگی، تحریفات شناختی، تنیدگی روان شناختی و احساس تنهایی بود. روایی محتوای ابزارها با نظر متخصصان تأیید شد و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی در چارچوب PLS بررسی گردید. همچنین پایایی مقیاس ها با محاسبه آلفای کرونباخ در حد مطلوب گزارش شد که نشان دهنده انسجام درونی مناسب گویه ها بود. یافته های پژوهش نشان داد که سبک های دلبستگی تأثیر معناداری بر تنیدگی روان شناختی دارند و الگوهای دلبستگی ناایمن موجب افزایش فشارهای هیجانی در نوجوانان می شود. نتایج همچنین بیانگر آن بود که تحریفات شناختی به طور معناداری سطح تنیدگی روان شناختی را افزایش می دهند. بررسی مسیرهای علی نشان داد که تنیدگی روان شناختی سهم معناداری در تبیین احساس تنهایی دارد و افزایش تنش های روانی سطح ادراک انزوای ذهنی را در نوجوانان بالا می برد. علاوه بر این، سبک های دلبستگی از طریق تنیدگی روان شناختی بر احساس تنهایی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند. تحریفات شناختی نیز از طریق افزایش تنیدگی روان شناختی، اثر غیرمستقیمی بر احساس تنهایی نشان دادند. مجموع نتایج بیانگر آن است که احساس تنهایی پدیده ای چندعاملی است و تعامل سازه های عاطفی، شناختی و هیجانی در شکل گیری آن نقش اساسی دارد