واقعگرایی از سدهی نوزدهم میلادی وارد تاریخ ادبی شده است. رئالیسم یا واقع گرایی که معادل عربی آن «الواقعیه» میباشد؛ به معنای نسبت دادن به واقعیت، ترجمه شدهاست. با ظهور رئالیسم یا واقعگرایی نویسنده باید واقعیتهای جامعه را شرح داده و خود در آن نقشی نداشتهباشد. به طوریکه این واقعیتها را در جلو چشم خواننده نمایان شوند. رابطهی ادبیات و جامعه دوسویه میباشد. به گونهای که جامعه بر نوشتههای نویسنده تأثیر بسزایی دارد. عبدالرحمن شرقاوی شاعر معاصر مصری میباشد. ایشان در رمان «الارض» به توصیف دقیق جزئیات پرداختهاند. نویسنده با ارائهی تصویری از زمان، مکان، شخصیتهای رمان و زاویه دید، در واقع تاریخ اجتماعی جامعه و تحولات سیاسی و اقتصادی آن را نشان داده است. شرقاوی بامردم جامعهاش همراه بوده است و در غم و مشکلات آنان سهیم بودهاست. ایشان از شرایط حاکم رنجور شدهاند و آن را در اثر خود بیان نمودهاند. روش این پژوهش تحلیلی- توصیفی بوده و سعی بر این است که مصادیق واقعنگری عبدالرحمن شرقاوی را در اثرش، رمان الارض، یافته شوند. برای دستیابی به این هدف، رمانایشان مطالعه گردید و نتایج به دست آمده از پژوهش دال بر این است که شرقاوی با جزئیات و دقت فراوان در مورد شخصیتها، مکانها و شرایط زمان خود پرداخته است. وایشان در نوشتههای خود ملتزم به بیان صادقانه و با صراحت بودهاند. ایشان با بیان این مشکلات زمانهی خود را به نقد میگیرند و در صدد فردایی بهتر و روشنتر بر میآیند.