28 خرداد 1397
ابراهيم بدخشان

ابراهیم بدخشان

مرتبه علمی: دانشیار
نشانی:
تحصیلات: دکترای تخصصی / زبان شناسی
تلفن:
دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی

مشخصات پژوهش

عنوان
بررسی شفافیت و تیرگی معنایی در واژگان مرکب حاصل از عنصر غیرفعلی و ستاک حال
نوع پژوهش پایان نامه
کلیدواژه‌ها
complex wors , semantic transparency, semantic opacity, semantic constituent, semantic indicator
پژوهشگران فاطمه جودکی (دانشجو)، محمد راسخ مهند (استاد راهنما)، ابراهیم بدخشان(استاد مشاور)

چکیده

در بررسی های زبان شناختی واژه ی مرکب از دو یا چند تکواژ قاموسی پدید می آید و حداقل شامل دو پایه است که هر دو واژه اند یا اینکه ریشه ی تکواژ محسوب می شوند و مقصود از کلمات شفاف آن دسته از کلمات است که از روی صدا یا ساخت آنها می توان به معنی آنها پی برد یا معنی آنها را حدس زد ،به عبارتی بین صدا یا ساخت آنها با معنی شان رابطه باشد مانند «چک جک » و «خودنویس»و کلمات تیره آنهایی هستند که معنی آنها از ظاهرشان پیدا نیست مانند «کاغذ» در صرف هر واژه در صورتی شفاف در نظر گرفته می شود که به روشنی قابل تجزیه به تکواژهای سازنده اش باشد و دانسته های ما درباره ی تکواژهای حاضر برای تفسیر معنی واژه در بافت کفایت کند برای نمونه در واژه ی coverage اجزای cover و –age به وضوح قابل تشخیص است و عملکرد اسم سازی وند –age از واژه های دیگری در زبان انگلیسی بر می آید به این ترتیب کل واژه شفاف خواهد بود در مقابل در واژه ی carriage چون اجزای carry و –age به وضوح قابل تفکیک نیستند این واژه تیره خواهد بود. البته تمام صورت های قابل تجزیه الزاماً شفاف نیستند ،به این ترتیب نمی توان تجزیه پذیری را با شفافیت یکسان دانست. کروز معتقد است آن عبارتی از نظر معنایی شفاف و غیراصطلاحی است که به سازه های معنایی قابل تقسیم باشد. وی سازه ی معنایی را هر واحد سازنده ی جمله میداند که حاوی معنایی که با معنای سازه های دیگر ترکیب می شود تا معنی کلی ترکیب جمله را برساند و کوچکترین سازه ی معنایی را سازه ای می داند که قابل تقسیم به سازه های معنایی ابتدایی تر نباشد. برای مثال در جمله «این بلوز را از بازار خریدم» «از بازار» یک سازه ی معنایی است و «از» و «بازار» که قابل تقسیم به سازه های معنایی کوچکتر نیستند ، کوچکترین سازه ی معنایی به حساب می آیند. کروز همچنین به مفهوم شاخص معنایی اشاره کرد و به آنهایی که مثل blackbird تمام معنای سازه ای عادی خود را دارند شاخص کامل و به آنهایی که تمام معنای سازه ای عادی خود را ندارند شاخص جزیی اطلاق می کند مثل house در greenhouse و یا سیاه در تخته سیاه که دیگر سیاه نیست بلکه مانند رنگ سیاه تیره است شاخص جزیی اطلاق می کند. در این تحقیق با بررسی 745 واژه ی مرکب حاصل از عنصر غیرفعلی +ستاک حال از لغت نامه دهخدا و به بررسی معنی شناختی و صرفی اینگونه واژگان پرداخته شده است در ارزیابی این مبحث از م