1405/05/17
امید قادرزاده

امید قادرزاده

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: o.ghaderzadeh [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: پیوند
تلفن: 08733624005
HIndex: 0

مشخصات پژوهش

عنوان
برساخت مسئله قومیت در گفتمان اصلاح‌طلبی: مطالعه موردی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
قومیت، هویت ایرانی، دموکراسی، گفتمان اصلاحات، تجزیه طلبی
سال 1405
پژوهشگران مدیا مظلومی(دانشجو)، امید قادرزاده(استاد راهنما)

چکیده

هویت ملی و هویت قومی، محصول نزاع گفتمانی در میانه مدرنیته که در نسبت با سازوکارهای قدرت برساخت شدند و دانش آن در نظم مسلط تولید شد، جایی که نزاع بر سر مفاهیم با خشونت عینیت یافت. پروبلماتیک قومیت در ایران متکثر از اقوام و مذاهب با پروژه‌ ملت‌سازی ایرانی در دوران پهلویی آغاز و هویت قومی، از سویی برسازنده هویت ایرانی و از دیگر سو، مانعی بر سر راه برساخت کامل هویت ایرانی شد. در این پژوهش برساخت قومیت در گفتمان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سازمانی که در سه دوره در نسبت با بلوک قدرت در ایران دچار چرخش گفتمانی شد، در چارچوب نظریه و روش لاکلائو و موفه تحلیل گفتمانی می‌شود. فهم قومیت در گرو فهم گفتمان سازمان و هویت «خود» و «دیگری»ای است که با کردارهایش مفصل‌بندی می‌کند. چرخش گفتمانی از سنت گرایی ایدئولوژیک تا گفتمان اصلاحات را صرفاً در نسبت با بلوک قدرت در ساختار جمهوری اسلامی ایران می‌توان فهم کرد. 1-گفتمان ایدئولوژیک سنت گرا:در این دوره سازمان از مؤسسین نظام جمهوری اسلامی ایران است و در نزاع عقیدتی – سیاسی- نظامی در کنار قدرت با حمایت از توقیف روزنامه آیندگان تا اقدام مسلحانه و تشکیل سازمان پیشمرگان مسلمان کرد پیش می‌رود. 2- گفتمان چپ اسلامی: پس از انحلال سازمان و درگذشت آیت الله خمینی و حذف از قدرت، مبارزین اسلامی با گرایش چپ، سازمان را دوباره احیا و با گفتمان التقاطی مارکسیسم و اسلام به نقد سیاست «توسعه اقتصادی» دولت سازندگی می‌پردازند. در این دوره اقوام از نگاه سازمان جزء محرومان اقتصادی و در نظریه مرکز-حاشیه و در چارچوب سوژه طبقاتی بس می‌یابند. 3- گفتمان اصلاحات: این دوره بازگشت سازمان به قدرت با یاری مطرودان نظام جمهوری اسلامی با دال «توسعه سیاسی» است. اصلاحات دولت را به دست می‌گیرد و اصولگرایان، دیگری برسازنده آن در درون نظام، نهادهای وابسته به نهاد رهبری، و سازمان در تلاش برای تغییر موازنه قدرت و در زمینه اقوام، شوراهای شهر و روستا را احیا کرد که به نوعی تفویض قدرت به مردم در مدیریت شهری بود. آنچه که تاریخچه سازمان را تشکیل می‌دهد، مهر تأییدی بر لزوم دموکراسی رادیکال است، جایی که سازمان گفتمانی خاص را برساخت و نهادهای آن را تثبیت کرد و در نهایت به دلیل پر بودگی جایگاه قدرت و عدم رعایت اصول دموکراسی در آن گفتمان خاص، خود سازمان حذف شد؛ سازمانی که از توقیف روزنامه و مطبوعات برای قدرت حمایت می‌کرد، دست آخر همان قدرت صدایش را خاموش کرد.