حس تعلق به مکان یک رابطه عاطفی و پرمعنا بین شخص و مکان است. این حس تعلق موجب میشود مردم مکان را به عنوان قرارگاهی برای بازگشت به آن ارزشمند بشناسند . به طور طبیعی، انسانها با تأمین نیازهای روزمره خود، تعلقاتی نسبت به مکانهایی دارند که آن مکانها را برایشان معنادار و قابل قبول میسازد. حس تعلق به مکان یک کیفیت برجسته است که تأثیر قابل توجهی بر بهزیستی فرد دارد. در واقع، حس تعلق به مکان نیازی در سطح بالاست و مکانها باید به گونهای طراحی شوند که این نیازها را برآورده کنند و ضرورتها را تأمین نمایند.متأسفانه، این مسئله کمتر به توجه معماران، طراحان و برنامهریزان شهری درآمده است. در این مقاله، با بررسی متون و سندهای مختلف در حوزه حس تعلق به مکان، نقش عوامل کالبدی در شکلگیری این حس را بررسی میکنیم.در این راستا این سول ها مطرح میشود که:1-چه عواملی میتوانند در شکلگیری حس تعلق به مکان نقش مهمی داشته باشند؟2-چگونه عوامل کالبدی، مانند طراحی فضاها و ویژگیهای فیزیکی مکانها، بر حس تعلق به مکان تأثیر میگذارد؟در ادامه، نقش عوامل کالبدی در ادراک حس مکان و ایجاد حس تعلق به مکان بررسی میشود. نتایج نشان میدهد که حس تعلق به مکان به تعامل عاطفی فرد و هویت مکانی اشاره دارد و در واقع، حس دلبستگی به مکان نقش مثبتی در زندگی انسان و مراقبت از مکان ایفا میکند. وایجاد شرایط مناسب موجب حضور افراد در فضاهای شهری خواهد شد.