خلاقیت بهعنوان یکی از شایستگیهای کلیدی قرن بیستویکم، نقش محوری در توانمندسازی فردی، افزایش ظرفیت حل مسئله و ارتقای نوآوری در سطح جامعه دارد. با این حال، بسیاری از نظامهای آموزشی هنوز در ایجاد شرایط بهینه برای پرورش خلاقیت با چالش مواجهاند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر تقویت خلاقیت در مدارس و ارائه راهبردهای اجرایی برای بهبود آن انجام شده است. روش مطالعه بهصورت کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای نظاممند بوده و دادهها از بررسی منابع معتبر علمی، شامل مقالات پژوهشی بینالمللی، اسناد سیاستی و کتب مرجع حوزه تعلیموتربیت گردآوری شده است. نتایج نشان میدهد که رویکردهای نوین یاددهی-یادگیری، نظیر یادگیری مبتنی بر مسئله، پروژه و تجربه، ایجاد فضاهای یادگیری منعطف و الهامبخش، بهرهگیری هدفمند از فناوریهای آموزشی نوین همچون بازیهای جدی و واقعیت مجازی، و نقش حمایتی و انگیزشی معلمان و خانواده از عناصر بنیادین در پرورش خلاقیت دانشآموزان بهشمار میروند. همچنین، تلفیق میانرشتهای محتوا، تقویت فرصتهای فعالیت گروهی، ترویج پرسشگری و خطاپذیری سازنده، و بازنگری در شیوههای ارزشیابی از جمله الزامات ساختاری برای توسعه فرهنگ خلاقیت در مدرسه است. بر اساس یافتهها، ارتقای خلاقیت مستلزم همکاری هماهنگ میان سیاستگذاران آموزشی، مدیران مدارس، معلمان و والدین و توجه به طراحی محیطهای یادگیری پویا و انسانمحور است. این امر میتواند بستر مناسبی برای شکلگیری نسلی منعطف، نوآور و توانمند در مواجهه با چالشهای متغیر آینده فراهم آورد.