معماری بومی به عنوان بازتابی از نیازهای زیستی، فرهنگی، اجتماعی و اقلیمی جوامع محلی، همواره نقشی بنیادین در شکلگیری هویت معماری مناطق مختلف ایفا کرده است. این نوع معماری، متکی بر مصالح در دسترس، شرایط اقلیمی و ارزشهای فرهنگی بومی بوده و در تعامل تنگاتنگ با سبک زندگی مردم رشد یافته است. با ورود به دوره مدرن و گسترش فناوریهای صنعتی، بسیاری از اصول ارزنده معماری بومی به حاشیه رانده شدند. در این پژوهش، با تمرکز بر شهر کرمانشاه، نقش فرهنگ به عنوان عامل مؤثر در شکلگیری معماری بومی و طراحی فرهنگسرا مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانهای و اسناد علمی بوده و هدف آن، تبیین اهمیت انطباق طراحی فضاهای فرهنگی با مؤلفههای اقلیمی و فرهنگی منطقه است.یافتههای تحقیق نشان میدهد که طراحی موفق یک فرهنگسرا در اقلیم کرمانشاه نیازمند توجه به عواملی چون دما، تابش، رطوبت و جریان هوا، به همراه بهرهگیری از عناصر سنتی همچون حیاط مرکزی، زیرزمین، پوشش گیاهی و الگوهای رفتوآمد بومی است. همچنین، نتایج حاکی از آن است که فرهنگ به عنوان یک عامل پویا و تاریخی، تأثیر مستقیم بر کیفیت فضاسازی و شکلگیری هویت معماری دارد. هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای طراحی فضاهای فرهنگی مبتنی بر مؤلفههای بومی و زمینهگرا به منظور ارتقای کیفیت معماری و تقویت پیوندهای فرهنگی در جامعه است. در نهایت، این مطالعه تلاش دارد تا با بازخوانی میراث معماری بومی، به تدوین اصولی کاربردی در طراحی فرهنگسراهایی همساز با اقلیم و زمینه بپردازد و از این رهگذر، بستری برای تداوم فرهنگی و ارتقای هویت شهری فراهم آورد. بهکارگیری رویکرد زمینهگرا در طراحی چنین فضاهایی، میتواند به الگویی پایدار و قابل تعمیم برای سایر مناطق مشابه نیز تبدیل شود.