تحولات باروری و کاهش نرخ رشد جمعیت در ایران طی دهههای اخیر، سیاستگذاری جمعیتی را به یکی از محورهای اساسی برنامهریزی اجتماعی تبدیل کرده است. در این چارچوب، پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش مردم شهرستان جوانرود نسبت به سیاستهای جدید جمعیتی و ارتباط آن با متغیرهای زمینهای انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کمّی و روش پیمایش اجرا شده و دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته گردآوری شدهاند. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان 15 الی 50 سال ساکن در شهرستان جوانرود بوده که بر مبنای نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و متناسب 477 نفر از مردان یا زنان دارای همسر خانوار انتخاب و دادهها گردآوری شد. برای تحلیل دادهها نیز از آمارههای توصیفی و استنباطی مقتضی استفاده شد. یافتهها نشان داد سطح آگاهی و پذیرش سیاستهای جدید جمعیتی در میان پاسخگویان در حد متوسط است و نگرش افراد به میزان اثرگذاری این سیاستها با برخی ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی آنان ارتباط معنادار دارد. بهویژه نتایج نشان داد که پایگاه اقتصادی-اجتماعی و سطح تحصیلات با نگرش به کارآمدی سیاستهای جمعیتی رابطه معنادار داشته بهطوریکه گروههای برخوردارتر نگرش مثبتتری نسبت به اثربخشی سیاستها نشان میدهند. همچنین، یافتهها حاکی از آن بود که میزان اعتماد به نهادهای اجرایی و ادراک از انسجام نهادی نقش مهمی در پذیرش سیاستهای جمعیتی ایفا میکند. در مقابل، برخی متغیرهای زمینهای مانند محل سکونت و شغل تأثیر معناداری بر نگرش به مقبولیت سیاستها نشان ندادند. تبیین نظری یافتهها در چارچوب رویکردهای سیاستگذاری عمومی و نهادگرایی نشان میدهد که موفقیت سیاستهای جمعیتی نهتنها به طراحی سیاست، بلکه به مشروعیت نهادی، کارآمدی اجرایی و انطباق آن با شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه وابسته است. به طور خلاصه، نتایج این پژوهش بر ضرورت تقویت آگاهی عمومی، بهبود سازوکارهای حمایتی و توجه به ویژگیهای بومی در اجرای سیاستهای جمعیتی تأکید دارد و قائل به آن است که سیاستها زمانی اثربخش خواهند بود که با نیازها و ادراکات واقعی جامعه هدف همسو باشند.