دف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین مالکیت نهادی و حق الزحمه حسابرسی و تأثیر ارتباطات سیاسی بر رابطه مالکیت نهادی و حق الزحمه حسابرسی صورت گرفته است. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، داده های 114 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1390تا 1396جمع آوری و برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شد. به منظور بررسی روابط بین متغیر ها از رگرسیون چند متغیره و به منظور برازش الگوی رگرسیون، از روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده گردید. جهت آزمون فرضیه ها از روش داده های ترکیبی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که بین مالکیت نهادی و حق الزحمه حسابرسی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. اما وجود ارتباطات سیاسی در شرکت رابطه بین مالکیت نهادی و حق الزحمه حسابرسی را به طور معناداری تحت تأثیر خود قرار نمی دهد. نتیجه گیری: : باتوجه به یافته های پژوهش، با افزایش مالکیت نهادی، نظارت بر شرکت بیشتر و حجم کار حسابرسی کمتر می شود و حق الزحمه کمتری به حسابرسان پرداخت می شود، همچنین ارتباطات سیاسی در شرکت، بر میزان حق الزحمه پرداختی که با افزایش مالکیت نهادی کاهش پیدا کرده است، تأثیری ندارد