یکی از دورههای مهم تاریخ ایران، گذر از دوره باستان به دوره اسلامی است. این گذر، نقطه عطفی بسیار مهم در تاریخ ایران است. میتوان گفت که فرهنگ ایرانی تنها از ایدئولوژی اسلامی تأثیر پذیرفته است و این تأثیرگذاری تا به امروز همچنان استمرار داشته است و البته نسبت به سایر غلبههای فرهنگی دیگر توانسته است تداوم بیشتری داشته باشد. مسئله در اینجا علت پذیرش، تفوق و برتری اسلام در مقابله با جامعه ساسانی و نگاهی تحلیلی به عدم توانایی و استقامت جامعه ساسانی در مقابل ایدئولوژی اسلام است. این پژوهش معطوف به جواب این سؤال است که دلیل سقوط امپراتوری ساسانی به عنوان یک تمدن چند صد ساله و با عظمت، در مقابل یک ایدئولوژی تازه به دوران رسیده چه بود؟ و همچنین این فکر اسلامی چه تأثیری بر جامعه ساسانی داشت که این چنین به سرعت مردمان ایران این فکررا پذیرفتند؟ در ادامه سعی شده است که نشان داده شود در دوره ساسانی بویژه اواخر این حکومت بستر جامعه از معیارهای دینی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به دور افتاده بود و جوابگوی نیازهای مردمان ایران را نبود و در یک نگاه کلی، جامعهای از هر لحاظ پوسیده بود. در مقابل، ایدئولوژی اسلامی به معیارهایی که شاخصه ساخت یک حکومت قدرتمند و تأثیرگذار است، پاسخ قابل قبولی ارائه داد و همین عوامل به گروش مردم به این دین انجامید. این پژوهش برآن است تا با روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای به یک نتیجه عقلانی برسد و با کمک عوامل مشخص و گوناگون، به تصویری روشن از چگونگی سقوط ساسانیان و پیروزی اسلام بر آنان دست پیدا کند.