شاه و درباریان در ایرانِ عصر پهلوی) 1357 - 1304 ش( تاکنون از منظرها و چشماندازهای فراوانی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتهاند. حکوم ت پهلوی با بیش از پنج دهه حکمرانی در ایران سرانجام در پیِ انقلاب 57 ، جای خود را به حکومت دیگری با سازوکار و ایدئولوژیِ دیگری داد. بازنگریِ میرا ث پهلویها در ایران آنگونه که در خاطرات دیوانیان و نخبگان درباریِ این دوره بازتاب یافته است، چشمانداز تار یخیِ متمایزی پ یش مینهد که از منظر نوع روای ت و گزینش رخدادها و حوادث، با دیگ ر شگردهای تار یخنو یسی تفاوت دارد. در واقع خاطرات شخصی تهای دربا ری و دیوا نیِ نزدیک به دربار پهلوی دوم، نوعی خودبازنگری است که روایتی از تحولات این دوره را از چشمِ ط یف وسیعی از شخصی تها، تصمیمگیرندگا ن نظامی و درباری و دیوانی را در اختیار مخاطب قرار میدهد. در این میا ن دو موضوع کانونیِ شاه و دربار در این خاطرات جایگاه ویژهای داشت هاند. در این پژوهش مسئله ی اصلی این است که شاه و درباریانِ دوره پهلوی دوم چگونه در خاطرات بازنمایی شدهان د و چرا روایتِ شخصی تها ی نز دیک به دربار پهلو ی از م یراث محمدرضاشاه در ایران دار ای اهمی ت است؟ نت ایج ای ن پژوهش نشان میدهد که آنچه در این خاطرهنگاریها درباره میراث محمدرضاشاه و دربار وی بازتاب یافته است، بیش از آنکه انتقادی باشد، همدلانه و تحت تاثیر دلبستگیِ این شخ صی تها به حکومت و شخص شاه بوده اس ت