هدف: تحولات ناشی از بهار عربی ساختار سیاسی خاورمیانه را با چالشهایی در زمینه مشروعیت، ثبات و امنیت مواجه ساخت و بسیاری از دولتهای منطقه را وادار کرد تا الگوهای حکمرانی خود را بازنگری کنند. در این میان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی بهعنوان دو بازیگر کلیدی حوزه خلیج فارس، تلاش کردند تا با ترکیب سنت و مدرنیته، الگوی حکمرانی ترکیبی جدیدی را شکل دهند. هدف این مطالعه، بررسی چگونگی شکلگیری این الگوی حکمرانی ترکیبی در دوران پس از بهار عربی است. پرسش اصلی تحقیق این است که این دو کشور چگونه مسیر تحول سیاسی خود را در دوران پس از بهار عربی با بهرهگیری از میراث سنتی و در عین حال، اجرای اصلاحات نهادی ترسیم کردهاند؟ روششناسی: این پژوهش بارویکرد توصیفی - تحلیلی و در قالب مقایسه تطبیقی مبتنی بر اسناد رسمی انجام شده است و چارچوب نظری آن نیز بر دو محور «ثبات اقتدارگرایانه» و «رهبری تحولگرا» استوار است. یافتهها: یافتهها نشان میدهند که پروژههایی مانند چشمانداز 2030 در عربستان سعودی و سرمایهگذاری گسترده در فناوریهای نوین در امارات، نمونههایی از این الگو هستند. امارات با جذب نیروی کار ماهر، تدوین چشماندازهای بلندمدت و دیپلماسی اقتصادی، مدلی نسبتاً مشارکتی ارائه داده است، در حالی که عربستان اصلاحات را با تمرکز بر امنیت و کنترل سیاسی دنبال میکند. نتیجهگیری: تفاوت در شیوههای اصلاحی عربستان و امارات نشان میدهد که اقتدارگرایی در منطقه خلیج فارس وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که در آن حفظ کنترل سیاسی با بهرهگیری از ابزارهای مدرن توسعهگرا تلفیق میشود. این تحول نه صرفاً نشانهای از تغییرات سطحی، بلکه بیانگر بازتعریف حکمرانی در چارچوبی بومی و منعطف است که میتواند در مواجهه با بحرانهای منطقهای، الگویی پایدار و قابل تعمیم برای سایر دولتهای اقتدارگرا باشد.