این کارگاه به واکاوی ریشههای قرونوسطایی مفاهیم بنیادین دولت مدرن پرداخت و نشان داد که قانونمداری، حاکمیت مردمی، حقوق فردی و سکولاریسم نتیجه فرایندی طولانی و تدریجی در اندیشه سیاسی اروپا بودهاند. با بررسی سه دوره اصلی قرون وسطی و تمرکز بر چهار متفکر اثرگذار، آشکار شد که این دوران نه عصر رکود و انحطاط فکری، بلکه مرحلهای تعیینکننده در شکلگیری نظریه سیاسی به شمار میآید. آگوستین قدیس در مواجهه با فروپاشی امپراتوری روم، دولت را نهادی برای حفظ صلح و سامان اجتماعی معرفی کرد و با کنارزدن تقدس از عرصه سیاست، پایههای نخستین سکولاریسم و مشروعیت مبتنی بر کارکرد را بنیان گذاشت. توماس آکویناس در دوره احیای حقوق رومی و رونق نظام دانشگاهی، سیاست را بر پایه عقل توضیح داد و با تبیین قانون طبیعی، خیر عمومی و محدودیت قدرت حاکم، زمینههای نظری دولت قانونمدار و مفهوم حقوق بشر را شکل داد. مارسیلیوس پادوایی با تاکید بر مردم به عنوان سرچشمه قانونگذاری و ضرورت جدایی ساختاری میان نهاد دین و نهاد دولت، اندیشهای ارائه کرد که پایههای حاکمیت مردمی و سکولاریسم نهادی را بسیار پیش از عصر مدرن ترسیم نمود. ویلیام اوکام نیز با تعریف روشن از حق فردی و تقدم آن بر جمع و دولت، بنیانهای فلسفی لیبرالیسم و حکومت محدود را پدید آورد. جمعبندی کارگاه نشان داد که شکلگیری مدرنیته سیاسی نه گسستی ناگهانی، بلکه سیر تحولی پیوستهای بوده است. این روند از کارکردگرایی آغازشده در اندیشه آگوستین شروع شد، با عقلانیسازی سیاست در آثار آکویناس تداوم یافت، با طرح بنیادهای مردمی در اندیشه مارسیلیوس عمق پیدا کرد و با تاکید اوکام بر حقوق فردی به مرحله تکامل رسید. این مسیر تاریخی تدریجی، زیربنای نظری دولت مدرن را رقم زد و روشن ساخت که قرون وسطی پلی ضروری میان تئوکراسی باستان و دولت سکولار مدرن بوده است.