این پژوهش به تحلیل بحران آب در خاورمیانه بهعنوان یکی از مهمترین تهدیدهای نوظهور علیه امنیت ملی و ثبات منطقهای میپردازد و نشان میدهد که آب در این منطقه از یک منبع صرفاً طبیعی به عاملی ژئوپلیتیکی و ابزاری برای اعمال قدرت و هژمونی تبدیل شده است. بررسی ابعاد ژئوپلیتیکی بحران نشان میدهد که اقلیم خشک، رشد جمعیت، مدیریت ناکارآمد منابع و پروژههای گسترده سدسازی در کشورهای بالادست، موجب شکلگیری تنشهای ساختاری میان بازیگران منطقهای شده است. مواردی همچون پروژه آناتولی جنوب شرقی ترکیه و منازعه مصر، اتیوپی و سودان پیرامون سد رنسانس، بیانگر آن است که کنترل جریانهای فرامرزی آب به محور رقابتهای استراتژیک تبدیل گردیده است. در حوزه پیامدها، یافتهها نشان میدهد که بحران آب علاوه بر تضعیف مشروعیت دولتها، افزایش نارضایتی عمومی، مهاجرتهای اقلیمی و تهدید امنیت غذایی، میتواند به تشدید منازعات مرزی، شکلگیری رقابت ژئوپلیتیکی و گسترش بیثباتی منطقهای منجر شود. از سوی دیگر، تحلیل نظری نشان میدهد که چارچوبهای کلاسیک روابط بینالملل در تبیین پیچیدگیهای هیدروپلیتیک ناکافی هستند و فهم این بحران نیازمند تلفیق رویکردهای مادی، هنجاری و گفتمانی است. تقابل روایتهای هویتی، مانند «حق تاریخی مصر بر نیل» در برابر «حق توسعه اتیوپی»، نشان میدهد که منازعات آبی نه تنها ریشههای ساختاری، بلکه بنیانهای معنایی و مشروعیتساز نیز دارند. تحلیل دینامیکهای بحران بیانگر آن است که تغییرات اقلیمی، پروژههای بزرگ مهندسی آب و نقشآفرینی بازیگران غیردولتی، الگوهای دسترسی به منابع آبی را دگرگون کرده و بر شدت رقابتها افزوده است. در بخش راهبردی، پژوهش بر ضرورت گذار از هیدروهژمونی مبتنی بر فشار به همکاری ژئواستراتژیک تأکید میکند. در این چارچوب، بازتعریف حکمرانی آب بهعنوان بخشی از امنیت ملی، ایجاد سازوکارهای منطقهای مدیریت منابع مشترک، استفاده از فناوریهای نوین و تقویت دیپلماسی چندلایه از الزامات اصلی به شمار میروند. همچنین مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره مانند تحلیل سلسلهمراتبی، تحلیل شبکهای و روش تاپسیس، امکان رتبهبندی تهدیدات و ارزیابی سناریوهای آینده را فراهم میسازند و میتوانند مبنایی برای تدوین نقشه راه سیاستگذاری ارائه دهند. نتیجهگیری کلی پژوهش نشان میدهد که بحران آب در خاورمیانه میتواند یا بهعنوان محرک منازعات آینده عمل کند یا به فرصتی برای همکاری پایدار و شکلگیری رژیمهای حقوقی الزامآور تبدیل شود. تحقق سناریوی دوم نیازمند حکمرانی چندسطحی، دیپلماسی فعال آب و توسعه سازوکارهای فنی و نهادی مشترک است که میتواند بنیانهای امنیت پایدار آبی در منطقه را تقویت کند.