1405/02/12
امید عزیزیان

امید عزیزیان

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: پیوند
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: o.azizyan [at] uok.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
HIndex: 0

مشخصات پژوهش

عنوان
سوریه پسا اسد از منظر حقوقی و سیاست بین المللی :امکان سنجی صلح و ثبات در سوریه جدید
نوع پژوهش
سخنرانی
کلیدواژه‌ها
خاورمیانه ،صلح ، بحران ،سیاسی
سال 1403
پژوهشگران امید عزیزیان

چکیده

بحران ساختاری خاورمیانه خاورمیانه نه ‌تنها با چالش‌های سیاسی، بلکه با بحران‌های چندلایه اجتماعی، اقتصادی و زیست ‌محیطی نیز مواجه است. این منطقه از ضعف حکمرانی، اقتصاد وابسته، تنش‌های قومی و مذهبی و عدم انسجام در سیاست‌ های داخلی و خارجی رنج می‌برد. 1. ضعف حکمرانی و ساختارهای سیاسی: اکثر دولت‌های منطقه فاقد ساختارهای دموکراتیک، شفافیت و پاسخگویی هستند. در نتیجه، نهادهای حکومتی بیشتر بر پایه سرکوب و رانت ‌خواری استوار شده ‌اند تا بر اساس مشارکت عمومی و عدالت اجتماعی. 2. اقتصاد وابسته و ناپایدار: اقتصاد بسیاری از کشورهای خاورمیانه متکی بر منابع طبیعی، به‌ویژه نفت و گاز، بوده و فاقد تنوع و توسعه پایدار است. این مسئله موجب تشدید نابرابری، افزایش فساد و کاهش قدرت رقابت ‌پذیری اقتصادی شده است. 3. تنش‌های قومی و مذهبی: تضادهای قومی و مذهبی در غیاب راه‌حل‌های جامع، به ابزاری برای قدرت ‌های داخلی و خارجی تبدیل شده‌اند. این تنش ‌ها نه‌ تنها موجب درگیری‌ های داخلی شده، بلکه فرصت مداخله برای بازیگران خارجی را نیز فراهم کرده است. بحران سوریه و دلایل فروپاشی نظام سیاسی الف) آغاز بحران: نظام سیاسی این کشور دهه ‌ها بر پایه سرکوب و کنترل نظامی شکل گرفته بود. با وجود برخی اصلاحات اقتصادی، ناتوانی در پاسخگویی به مطالبات مردمی، افزایش فساد و سرکوب سیاسی، نارضایتی‌ ها را تشدید کرد. ب) مدیریت بحران و تفرقه داخلی: حکومت در طول سال‌ ها به جای تقویت انسجام ملی، با تحریک اختلافات قومی و مذهبی، پایه ‌های قدرت خود را حفظ کرده بود. این سیاست در نهایت موجب شکنندگی ساختار سیاسی و کاهش توانایی آن در مدیریت بحران شد. چالش‌های صلح در سوریه و خاورمیانه تحلیل وضعیت بحران ‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد که دستیابی به صلح پایدار با چالش ‌های متعددی روبه‌رو است: 1. نبود مشروعیت سیاسی: نظام ‌هایی که بر پایه کودتا و سرکوب شکل گرفته ‌اند، فاقد زیرساخت ‌های لازم برای صلح و ثبات بلند مدت هستند. 2. حضور گروه ‌های مسلح متعارض: نبود مکانیزم‌های مذاکره و سازش باعث شده بسیاری از گروه‌ ها به راه‌حل ‌های نظامی روی بیاورند. 3. مداخله قدرت ‌های خارجی: رقابت بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای مانع از دستیابی به توافقات پایدار شده است. 4. مشکلات اجتماعی و اقتصادی: جنگ، تخریب زیرساخت‌ ها، آوارگی گسترده و فروپاشی اقتصادی، روند صلح‌ سازی را دشوار کرده است. مسیرهای پیشنهادی برای صلح پایدار الف) بازسازی نظام‌های سیاسی: بدون اصلاحات بنیادین در ساختارهای حکومتی، هرگونه توافق صلح صرفاً موقتی خواهد بود. تمرکز بر شفافیت، مشارکت عمومی و مشروعیت نهادهای حکومتی از ضروریات بازسازی سیاسی است. ب) همکاری‌های منطقه‌ای: ایجاد یک چارچوب همکاری منطقه‌ای می‌تواند بر توسعه اقتصادی مشترک، کاهش تنش ‌های قومی و حل اختلافات مرزی متمرکز باشد. ج) نقش جامعه بین‌المللی: حضور سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی در بازسازی و صلح ‌سازی پساجنگ، می‌تواند از تداوم درگیری‌ها جلوگیری کرده و ثبات بیشتری ایجاد کند. آینده سوریه پس از بحران انتقال قدرت در این کشور بدون یک چارچوب جامع سیاسی و اجتماعی، تنها به بازتولید بحران منجر خواهد شد. مدل حکمرانی مناسب برای کشورهای چند قومی و چند مذهبی، می‌تواند بر پایه ائتلاف نخبگان، مشارکت گسترده و جلوگیری از انحصار قدرت باشد. در غیر این صورت، خطر شکل‌گیری درگیری‌های داخلی جدید همچنان پابرجا خواهد ماند. تحلیل علمی و سیاسی بحران‌های خاورمیانه نشان می‌دهد که راهکارهای کوتاه‌مدت، بدون اصلاحات بنیادین، نتیجه‌ای نخواهند داشت. ایجاد نظام‌های سیاسی مشروع، تقویت همکاری ‌های منطقه‌ای و حضور فعال جامعه بین‌المللی در فرآیند صلح، از مهم‌ترین راهکارهای برون‌رفت از بحران است. آینده صلح در منطقه، وابسته به تغییرات ساختاری در نحوه حکمرانی و مدیریت تعارضات داخلی و خارجی خواهد بود.