کارگاه هیدروپلیتیک و تشدید بحران امنیت منطقه ای: اثرات متقابل آب و سیاست هیدرو پلیتیک: شاخه ای از علم جغرافیای سیاسی که به بررسی بحران های ناشی از کمبود منابع آب می پردازد. در واقع هیدروپلیتیک به بررسی نقش آب بر رفتارهای سیاسی با مقیاس های مختلف می پردازد. امنیت منطقه ای: بسیاری از تهدیدات امنیتی ریشه در منطقه دارد. همجواری، هویت مشترک، شباهت ها و تضادها، نیازهای اقتصادی و پیوندهای فرهنگی و قومی از جمله متغییرهای مجموعه امنیتی منطقه ای هستند. ایجاد امنیت منطقه ای مستلزم مشارکت بر پایه اعتماد سازی است. آشوب، بحران و ستیز را می توان در زمرهی ویژگیهای اصلی محیط منطقه ای دانست، محیطی که تحت تأثیر نیروهای اجتماعی گریز از مرکز قرار داشته و امکان نقش یابی نیروهای نهادی و دولت ها را با دشواری های زیادی روبرو می سازد. فرضیه : «بحران آب از حالت عادی خارج شده و به یکی از مسائل سیاستی بدخیم تبدیل شده است. لذا حل این بحران مهم مستلزم درک عمیق و درست نظام های سیاسی است که با خوانش دوباره و باز ارزیابی روش های سنتی به مدیریت بحران بپردازند» بحران آب مسئله مهم سیاست جهانی: نگاهی به نقشه جغرافیای طبیعی و سیاسی جهان، حکایت از عدم تطابق مرزهای سیاسی با حوزه های آبریز دارد به نحوی که بیش از 60 درصد از جمعیت جهان در مناطقی زندگی میکنند که حوزه های آبریز آن ها بین دو یا چند کشور مشترک است.کمبود آب و کاهش تدریجی آن بر اثر افزایش مصرف و خشکسالی، موجب شد که آب نقش اساسی تری در شکل دهی روابط سیاسی – اجتماعی ملت ها و جوامع بشری به ویژه در مناطق خشک جهان ایفا کند. پیترهاگ جغرافیدان انگلیسی: 12 عامل جغرافیایی را موجب تنش و مشاجره بین کشورهای همسایه میداند، 6 عامل مربوط به تنش های است که بر سر منابع آب اتفاق می افتد که شامل: 1. اختلاف بر سر تفسیر خط تقسیم آب 2. تغییر مسیر رودخانه مرزی 3. اختلاف بر سر بهره بردای از منابع دریاچه مشترک 4. بردن آب از قسمت بالادست رودخانه 5. باروری مصنوعی ابرها 6. تمایل عبور کشورهای محصور در خشکی برای دسترسی به آبهای آزاد هیدروپلیتیک در مقیاس های مختلفی قابل طبقه بندی است: 1. مقیاس محلی 2. مقیاس ملی 3. مقیاس منطقه ای 4. مقیاس جهانی چرا هیدرو پلیتیک یک مسئله بدخیم است؟رابرت هورن با مترداف خواندان مسائل بدخیم با دشوراره های اجتماعی، آن ها را مجموعه ای از مشکلات در هم تنیده به مثابه سیستم می داند که پیچیدگی و مقاومت در برابر راه حل ها مهمترین مشخصه آن است. مدیریت بحران های منطقه ای و نظریه مجموعه امنیت منطقه ای مکتب کپنهاگ نظریه مجموعه امنیت منطقهای با نام مکتب کپنهاگ شناخته میشود. این مکتب به پژوهشگران موسسه پژوهشی صلح کپنهاگ در دانمارک اتلاق میشود که با محوریت اندیشمندانی باری بوزان، اوله ویور شکل گرفت. بوزان و ویور در پژوهشهای مشترک خود چارچوبی نوین برای فهم و درک مفهوم امنیت مطرح کردند. مفهوم امنیت در نگاه اندیشمندان مکتب کپنهاگ با مفهوم سنتی متفاوت بود. نظریه امنیت منطقهای مکتب کپنهاگ مقوله امنیت را نه صرفاً در گرو نظامیگری بلکه تحت تأثیر مقولههای همچون اقتصاد، مسائل زیستمحیطی و اجتماعی بررسی میکند. فهم مکتب کپنهاگ از مقوله امنیت با نگاه لیبرالیستی و رئالیستی متفاوت است: «این نظریه برخلاف نظریههای سنتی لیبرالیسم و واقعگرایی دارای دیدگاهی تنگنظرانه در باب امنیت نیست و موضوعات امنیتی را به محور نظامی و جنگ و صلح تقلیل نمیدهد و از سوی دیگر مانند نظریههای جدید (نظریههای انتقادی و پستمدرنیسم ) فقط در پی انتقاد و چالش اندیشههای قدیمی نمیباشد» اندیشه های باری بوزان در باب امنیت جمعی: به اعتقاد بوزان مجموعه امنیتی منطقهای عبارت است از «دستههایی از دولتها که برداشتها و نگرانیهای امنیتی عمده آنها چنان به هم جوشخورده است که مسائل امنیت ملی آنها را بهصورت منطقی نمیتوان جدای از یکدیگر به تحلیل گذاشت (بوزان، 1378). در مجموعه امنیتی منطقهای هرگونه ایجاد ناامنی در یک واحد سیاسی بهسرعت به سایر مناطق سرایت پیدا میکند. مؤلفههای اصلی مکتب امنیتی کپنهاک در مطالعات امنیت منطقهای: الف- مفهوم امنیت و وابستگی متقابل ب- دوستی و دشمنی دولتها در منطقه ج- مجاورت جغرافیایی و امنیت منطقهای د- قدرتهای فرامنطقهای و امنیت منطقه ه- وجود حداقل دو بازیگر در منطقه و- عوامل اقتصادی مدیریت مسائل هیدروپلیتیک در سطح منطقه ای از طریق مدل امنیت منطقه ای کپنهاگ: 1. پذیرش واقعیت موجود 2. منافع جمعی و حسن همجواری 3. حل بحران ها به صورت مرحله ای 4. ائتلاف بندی های منطقه ای برای مدیریت بحران ها 5. پذیرش نظم جدید منطقه ای نتیجه گیری: بحران آب یکی از جدی ترین مسائل جوامع امروزی است. با توجه به درهم تنیدگی مسائل منطقه ای این بحران از حالت ملی خارج شده است. علاوه بر این بحران از یک مسئله عادی سیاسی به یک مسئله بدخیم تبدیل شده است که مدیریت آن نیازمند بازنگری کلی در ابزارهای سنتی است.حل و مدیریت مسائل هیدروپلیتیک با درنظر گرفتن تحولات نوین در سیاست جهانی امکانپذیر است.دیدگاه های تک بعدی امنیتی که حول محور جنگ یا صلح بحث می کنند توانایی حل بحران هیدروپلیتیک را ندارند. بنابراین برای مدیرت این بحران بایستی راه حلی که تحولات نوین را به خوبی مورد خوانش قرار می دهد مورد توجه قرار گیرد. مکتب امنیت منطقه ای کپنهاگ با توجه به در نظرگرفتن تحولات جدید می تواند در مدیریت بحران های مانند بحران آب راه حلی کاربردی باشد.