عبـدالله بن عبدالعزیز ، پادشـاه وقـت عربسـتان سـعودی در اجلاس سـالانه سـران عرب در سـال 2002 در بیروت، طر ح صلح عربی را ارائه داد، که بر اسـاس آن اسـرائیل از سـرزمین های اشغال شـده در سـال 1967 ،خـار ج شـده و دولـت مسـتقل فلسـطین بـه پایتختـی بیت المقـدس شـرقی بـه رسـمیت شـناخته می شـود. عربسـتان به عنـوان یـک قـدرت کلیـدی منطقـها ی و خـادم مقدس تریـن اماکـن اسلامی، همـواره تلاش کـرده اسـت به عنـوان حامـی فلسـطین، میانجـی منازعـه اعـراب و اسـرائیل و مـروج صلـح در منطقـه عمـل کنـد و همـواره از سیاسـت ها و اقدامـات توسـعه طلبانه اسـرائیل و محاصـره غـزه انتقـاد کـرده و به دولت خودگردان فلسـطین به صورت مسـتمر کمک مالـی روا داشـته اسـت. ایـن درحالـی اسـت کـه ایـن کشـور، به خصـوص پـس از وفـات ملـک عبدالله، اهمیـت تعامـل با اسـرائیل را درک کرده و در صـدد بهبود روابط خود با ایـن کشـور اسـت. ایـن تغییـر موضـع تـا حـدی بـه دلیـل نگرانـی مشـترک هـر دو دولت، یعنی عربسـتان سـعودی و اسـرائیل، در مورد ایران و همچنین چشـم انداز ژئوپلتیک منطقه ای شـکل گرفتـه اسـت. هـدف از انجـام این پژوهش این اسـت کـه دریابیم آیا عربسـتان سـعودی توانایـی ارائـه یـک راه حـل جامـع و پایـدار را بـر اسـاس ابتـکار صلح عربـی دارد و پادشـاهی عربسـتان سـعودی چگونـه می توانـد بـا کنتـرل توسـعه طلبی ارضـی اسـرائیل، بحـران موجـود در خاورمیانـه را کاهـش دهـد؟ بـر ایـن اسـاس ایـن فرضیـه پیگیـری می شـود کـه دولـت عربسـتان سـعودی بـا دارا بـودن قـدرت مبتنـی بر ایدئولـوژی مذهبـی، منابـع اقتصـادی، کنتـرل بـر رسـانه ها و پویایـی روابـط مبتنـی بـر قـدرت بیـن ایـن کشـور و دیگـر بازیگـران اثرگـذار در منطقـه، تلاش دارد درک عمومـی جدیـدی از درگیـری در خاورمیانـه را شـکل دهـد و بـر اسـاس تفسـیر خـود از منازعـه، اقـدام کنـد. بـرای تدویـن ایـن پژوهـش بـا اسـتفاده از نظریـه مـدرن صلـح تلاش شـده اسـت تـا دلایل تمایـل عربسـتان به نقـش میانجی گرانه بین اعراب و اسـرائیل بررسـی شـود. روش تحقیـق بـه کار گرفتـه شـده در ایـن پژوهـش توصیفـی -تحلیلـی اسـت و بـرای گـردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای-اسـنادی اسـتفاده شـده اسـت.