عبدالفتاح السیسی پس از به قدرت رسیدن در مصر، استراتژی سیاست خارجی مصر را تغییر داد. سیسی در سیاست خارجی روندی واقع بینانه را دنبال میکند. اما وی با رویکردی تهاجمی در تلاش است نفوذ منطقه ای ایران را محدود کند. در این میان، گسترش و توسعه همکاری ها با اسرائیل و مشارکت فعالانه در ائتلاف منطقه ای ضد ایرانی، امنیت ملی ایران را تهدید میکند. با این اوصاف، پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش اساسی است که استراتژی سیاست خارجی عبدالفتاح السیسی در منطقه، چه الزاماتی را برای سیاست خارجی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده است؟ در این مقاله، از نظریه «امنیت منطقه ای مکتب کپن هاگ»، «واقع گرایی تهاجمی» و نظریه «تصمیمگیری» بهصورت تلفیقی بهعنوان چارچوب نظری بهره گرفته شده و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای-اسنادی استفادهشده است. یافتههای پژوهش حاضر نشاندهنده آن است که مصر با نزدیکی فزاینده به اسرائیل، تلاش برای ایجاد جبهه عربی همراه با امارات متحده عربی و عربستان سعودی، سیاست های تقابلی علیه گروه های مقاومت در منطقه و تقابل گسترده باسیاستهای منطقه ای تهران، امنیت ملی ایران را در سطحی گسترده متأثر ساخته و ضرورت بازنگری در نوع تعامل با مصر را در دو سطح تقابل و تنشزدایی ایجاد کرده است.