بهموازات افزایش تولید و مصرف مواد در دنیای امروز، حجم عظیمی از ضایعات در صنایع تولید میشوند که در صورت مدیریت نامناسب، میتواند عواقب جبرانناپذیری برای محیطزیست و اقتصاد داشته باشد. همچنین بسیاری از مواد مصرفی از منابع طبیعی محدودی استخراج میشوند. با بازیافت و استفاده مجدد از مواد، میتوان از مصرف بیرویه این منابع جلوگیری کرد. باتوجهبه افزایش نیاز به منابع طبیعی و نیاز به حفظ محیطزیست، استفاده از رویکرد اقتصاد دایرهای یا سیستمهای سبز برای تبدیل ضایعات به کالاهای بازارپسند میتواند یک راهکار مؤثر باشد. در این پژوهش، یک مدل ریاضی برنامهریزی عدد صحیح برای بررسی چگونگی کارکرد یک زنجیرهتأمین مواد مصرفی شامل خرید، نگهداری، فروش مواد مازاد و امحای ضایعات ارائه میشود. همچنین تأثیر تصمیمات مدل بر روی اهداف اقتصادی و محیط زیستی بررسی خواهد شد. یکی از چالشهای اساسی در مدیریت زنجیره تأمین، بهویژه در حوزه مواد مصرفی، عدم قطعیت در تقاضا است. این عدم قطعیت میتواند ناشی از عوامل مختلفی مانند تغییرات فصلی در تقاضا، معرفی محصولات جدید، خرابیهای غیرمنتظره تجهیزات و نوسانات اقتصادی باشد. پیشبینی دقیق تقاضا در چنین شرایطی بسیار دشوار و اغلب غیرممکن است. رویکرد مطلوبیت فازی، یک روش قدرتمند برای مقابله با عدم قطعیت در تقاضا است. در این روش، بهجای استفاده از اعداد دقیق برای بیان تقاضا، از منطق فازی استفاده میشود که میتواند شرایط دنیای واقعی را پوشش دهد. این امر به مدلسازی بهتر عدم قطعیت و انعطافپذیری بیشتری در تصمیمگیری کمک میکند. نتایج تحلیل حساسیت مدل نشان داد که چگونه مدیریت بهینه سفارشها و خرید بهینه، درحالتیکه تغییرات در موجودی اطمینان تأثیر مستقیمی بر افزایش ضایعات و مواد مازاد در سیستم دارد، میتواند بر کاهش هزینههای اقتصادی و کاهش اثرات محیط زیستی سیستم کمک کند. همچنین نتایج پایانی نشان داد که چگونه افزایش ظرفیت فروش و بهکارگیری مجدد و یا فروش مواد مازاد میتواند قسمتی از هزینههای سیستم را جبران کرده و از امحای مواد مصرفی و آسیب به محیطزیست جلوگیری کند.