توضیح اینکه سهروردی چگونه اندیشه سیاسیاش را با توجه به وضعیت جهان موجود تاسیس میکند و نه مناسبات جهان خیالی مسأله اساسی نوشتهحاضر محسوب میشود. به زعم نگارنده با مطالعه دقیق اندیشه سیاسی سهروردی متوجه میشویم که او فلسفه اشراقی و به ویژه دیدگاه سیاسیاش را در پاسخ به مسائل و بحرانهای سیاسی و اجتماعی زمانه تاسیس میکند. او مهمترین مشکل سیاست زمانه خود را در تغلبی بودن آن میداند و با توسل به دیدگاه خود منطق سیاست اشراقی را در مقابل سیاست تغلبی توضیح میدهد. مساله مقاله حاضر این است که او چه امکانات مفهومی را برای مقابله با دیدگاه تغلبی زمانه خود تدارک میبیند و با توجه به این امکانات مفهومی چگونه با عمارت دستگاه تغلبی مقابله میکند؟ نگارندگان مقاله حاضر را به روش توصیفی – تحلیلی انجام دادهاند. یافتهها و نتایج نوشته حاضر این است که او در سیاست اشراقی به دنبال مولفههایی است تا از طریق آن ساختار سیاست تغلبی را به چالش بکشد. سیاست اشراقی با محوریت تعاون جمعی مبتنی بر نظام نیازها، استنتاج امر سیاسی از درون نظام نیازها، مصلحت عمومی بر آمده از ساختار عقلانی جهان، عدالت جمعی و اخلاق مدنی و سیاسی، نظام سیاست اشراقی را در مقابل سیاست تغلبی علم کند.