1405/02/02
محسن باقرزاده مشکی باف

محسن باقرزاده مشکی باف

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: 0000-0002-7406-2525
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H: 0
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: m.bagherzade [at] uok.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
جایگاه فلسفه در اندیشه کانت و تفاوت آن با سایر علوم نسبت با قدرت سیاسی
نوع پژوهش
تدریس در کارگاه
کلیدواژه‌ها
کانت، فلسفه، حقوق، الهیات، مسیحیت، مرجعیت خارجی، خودآیینی، قدرت سیاسی
سال 1404
پژوهشگران محسن باقرزاده مشکی باف

چکیده

کانت در پیشگفتار کتاب نقد عقل محض معتقد است که عامل هرج و مرج اصلی در عصر خودش مبتنی بر بی تفاوتی نسبت به موضوع متافیزیک و نداشتن بنیاد محکمی برای دانش است و همین بی تفاوتی و عدم بنیاد متقن منجر به این می شود که یک بار دیگر به خود بازگردیم و نقادی عقل و به تبع آن سنت فکری خود را آغاز کنیم. سابق به اعتقاد کانت تمامی علوم و جایگاه آن ها و همچنین موضوع اندیشه آن ها را قدرت سیاسی و کلیسا در دست گرفته بود؛ دو قدرتی که هیچگاه مورد سنجش عقلانی قرار نگرفته اند و اکنون وقت آن است که علوم و دانشگاه ( به عنوان جایگاه اصلی اندیشیدن در باب موضوع علم) از ذیل این قدرت ها خارج شوند. در گذشته و تا به امروز دانشکده الهیات عقل را تبدیل به کنیزک خود کرده بود و با سانسور و ایجاد کمیته ها و کمسیون های مختلف آن را به حمایت از خود تهدید کرده بود و این نزاع از نظر کانت نامشروع بوده است چرا که یک طرف از طریق زور و قدرت دیگری را به اطاعت کشانده است حال بایستی این نزاع را فلسفه در جهت آزادی علم از ذیل دو قدرت مذکور تا جایی ادامه دهد که عقل حاکم شود. قدرت سیاسی و کلیسا از طریق سه علم الهیات، حقوق و پزشکی که اصول موضوع آن از طریق مرجعیت بیرونی وضع شده است درون و بیرون انسان را تحت اسارت خود در آورده بودند. تنها فلسفه دانشکده فلسفه است که از چنین مرجعیتی استقبال نکرده و به طور آزادانه قوانین و پیشفرض های دیکته شده به سایر علوم در جهت حکم رانی بر مردم را مورد نقد قرار می دهد. به اعتقاد کانت هم اکنون وقت آن است که درون آدمی یعنی آزادی او به عنوان تنها مرجعیت برحق خودش را از طریق دانشکده فلسفه معرفی کند و انسان به عنوان بنیان گذار منطق درونی هر علمی وضع کند. در مقدمه نقد عقل محض کانت می گوید نقد به معنای تصمیم است یعنی مرجعیت سایر امور را دور بریزیم و به خودمون متوسل سویم تا بفهمیم انسان چیست و حدود معرفت او تا کجاست. بنیاد عقل عملی و آزادی انسان بایستی در مرکز فلسفه قرار گیرد و بنیاد سایر علوم فهمیده شود.