بر خلاف تصور رایج که هستیشناسی اشراقی را حقیقی سربسته تصور میکنند که برای انسان به صورت امر داده وجود دارد، نگارنده معتقد است نظام اشراقی فرایندی است که تحقق آن با دخالت مناسبات انسانی قابل توضیح است. سوال اصلی مقاله حاضر این است که هستیشناسی اشراقی چیست و چه نسبتی میان آن با مناسبات انسانی و سیاست میتواند برقرار شود؟ نگارنده برای پاسخ به این سوال سعی کرده است با توجه به یافتههای زیر پاسخ دهد. به همین منظور ابتدا هستیشناسی سهروردی در قوس نزول و قوس صعود توضیح داده میشود و بعد از آن با اشاره به موثر بودن نسبت انسانی در فرایند ارجاع مغرب هستی به مشرق انوار زمینه ورود امر سیاسی به تعین هستی را فراهم میکند. در ادامه از طریق گسترش امر سیاسی به قوس نزول کل دایره هستی را با سیاست پیوند داده و میان فرایند تکوین هستی و سیاست پیوندی ناگسستی ایجاد می-کند. نگارنده در این مقاله از روش توصیفی – تحلیلی استفاده کرده است.