1405/02/01
محسن باقرزاده مشکی باف

محسن باقرزاده مشکی باف

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: 0000-0002-7406-2525
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H: 0
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: m.bagherzade [at] uok.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
تاثیر هگل در توضیح هنجاری نسبت سوژه و ابژه براساس نسبت باید و هست در اندیشه ماکیاولی
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده در مجلات علمی
کلیدواژه‌ها
ماکیاولی ، واقعیت موثر ، هست و باید ، امر هنجاری ، هگل
سال 1400
مجله غرب شناسی بنیادی
شناسه DOI
پژوهشگران مصطفی عابدی ، محسن باقرزاده مشکی باف ، محمد اصغری

چکیده

پیش از ماکیاولی برای اینکه گذار از سوژه به ابژه قابل توضیح باشد مفاهیمی نقش محوری در گذار از سوژه به ابژه و یا بالعکس را توجیه می کرد که اساسا مفاهیمی الهیاتی - متافیزیکی به حساب می آمدند، اما ماکیاولی در اندیشه سیاسی خود به تعریف جدیدی از نسبت هست و باید دست یافت که بعدها هگل در تفسیری پیچیده - و نقد دیدگاه کسانی چون کانت و فیشته که به جدایی قلمرو هست و باید پرداخته بودند - توانست در هستی شناسی خود از آن بهره بگیرد. هگل با تاثیر از ماکیاولی به جای استنتاج باید از امور انتولوژیکال و متعالی آن را در میانه واقعیات موثر این جهانی قابل جستجو دانست و به این وسیله توانست تقدم سوژه بر ابژه را که توسط کانت توضیح فلسفی یافته بود مورد انتقاد قرار دهد و رابطه دیالکتیکی میان آن دو را از ساحت هنجاری مطالعه کند. نگارنده در این مجال می کوشد تا با ارایه تفسیری جدید از مساله هست و باید در اندیشه ماکیاولی، منطق گذار هگل از سوژه به ابژه را توضیح دهد و چگونگی جایگزینی منطق هنجاری به منطق متعالی را در این باب به تفصیل آشکار کند.