1405/02/01
محسن باقرزاده مشکی باف

محسن باقرزاده مشکی باف

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: 0000-0002-7406-2525
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H: 0
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: m.bagherzade [at] uok.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
نسبت فلسفه اخلاق کانت با زوال اندیشه سیاسی در فلسفه او
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده در مجلات علمی
کلیدواژه‌ها
کانت ، اخلاق ، سیاست ، گسست و تداوم ، اراده عمومی
سال 1401
مجله پژوهش های فلسفی – کلامی
شناسه DOI
پژوهشگران محسن باقرزاده مشکی باف

چکیده

اندیشه سیاسی کانت هم در گسست از اندیشه اخلاقی او و هم در تداوم رو به زوال آن شکل می گیرد. کانت پیش تر در ساحت اخلاق برای تحقق خودآیینی در طبیعت بیرونی و درونی و همچنین در نهادها با این پیش فرض که انسان شرور است و جهان فنومن یا تجربه نیز فاقد عقلانیت است، به مشکل برمی خورد. برای فرار از این مشکل یا به آینده ای نامعلوم یا به خدا پناه می برد و از لحاظ نظری هرگز برای ایجاد نسبت و سنخیت میان عالم نومن و فنومن یا به عبارت دیگر سوبژکتیو و ابژکتیو نظریه ای ندارد. در چنین حالتی، فرد با درون آزاد خود، بیرون از طبیعت می ایستد و تجربه یا ابژه به شکل امری تهدیدزا برایش نمایان می شود. کانت تمامی این مشکلات را با خود به دنیای فهم خویش از سیاست می آورد و چون پیش تر انقطاعی میان دو ساحت سوژه و ابژه ایجاد کرده است در اندیشه سیاسی نیز چون نمی تواند از ظرفیت فهم جدید خویش از آزادی انسان یاری بگیرد و از طریق آن به نظریه اراده عمومی و تجسم آن در خارج دست یابد به جای آن به دنبال ایجاد حکومت قانون و تضمین آن از طریق اجبار دولت برای دست یابی به شهروندی خوب برای جامعه می کوشد. بنابراین، اندیشه سیاسی خویش را با جدایی از آزادی خودآیین به اندیشه ای فایده گرایانه سقوط می دهد.