این مطالعه کوششی است برای تحلیل و واکاوی مراسم میر نوروزی به مثابه شکلی از نمایش مقاومت، با استناد به مفهوم کارناوال میخاییل باختین. به همین منظور ضمن تبیین اندیشههای باختین در برساخت مفهوم کارناوال و با استناد به مفاهیمی چون چندصدایی، خنده، بدنهای گروتسک و نیز فلسفه کُنشی به چگونگی شکلگیری و بازنمایی این مفاهیم در نمایش میر نوروزی پرداخته شد. نتایج این مطالعه نشان میدهد که این مفاهیم بر بعد هویتی نمایش اجتماعی-سیاسی میر نوروزی دلالت دارد و میتوان آن را شکلی از کارناوال با کارکرد اجتماعی و سیاسی دانست. به این معنی که هر کدام از بازیگر-تماشاگران این نمایش همزمان توان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری از سایر شخصیتهای دیگر این نمایش را دارند. به این معنا که هر کس، صداهای دیگران را میشنود و هر فرد، به گونهای اجتنابناپذیر، شخصیت دیگری را شکل میدهد. در نمایش میر نوروزی مشارکتکنندگان در قالب یک کل دیده میشوند که توان مقاومت و تغییر وضعیت خود و دیگری را دارند. این تأثیرگذاری از طریق مفاهیم باختینی تفسیر میشود.