پژوهش حاضر به نقد و بررسی ترجمه فارسی رمان موت صغیر اثر محمدحسن علوان با عنوان گاه ناچیزی مرگ، ترجمه امیرحسین الهیاری، بر پایه نظریه نقد ترجمه آنتوان برمن میپردازد. نظریه برمن با تأکید بر اخلاق ترجمه، حفظ دیگریت متن مبدأ و شناسایی گرایشهای تحریفگر، چارچوبی مناسب برای تحلیل ترجمههای ادبی پیچیده فراهم میآورد. رمان موت صغیر به دلیل نثر شاعرانه و عرفانی، ساختار روایی مبتنی بر یازده سفر، ریتم خاص نحوی، چندلایگی معنایی و بار فرهنگی-تاریخی سنگین، از جمله آثاری است که ترجمه آن با چالشهای جدی زبانی و سبکی مواجه است. این پژوهش با رویکردی کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و دادهها به شیوه کتابخانهای گردآوری شدهاند. متن مبدأ و متن مقصد بهصورت مقابلهای بررسی شده و نمونههایی منتخب بر اساس مؤلفههای نظریه آنتوان برمن تحلیل گردیدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که ترجمه فارسی از نظر انتقال محتوای کلی، خط روایی و پیامهای اصلی اثر، از وفاداری نسبی برخوردار است و انسجام روایت در زبان مقصد حفظ شده است. با این حال، در سطوح عمیقتر زبانی و سبکی، ترجمه بهطور گسترده تحت تأثیر گرایشهای تحریفگر قرار دارد. عقلانیسازی، شفافسازی، اطناب، همگونسازی سبکی، تفاخرگرایی، غنازدایی کیفی و کمی، تخریب ریتم و تضعیف شبکههای معنایی از برجستهترین این گرایشها هستند. در مجموع، ترجمه مورد بررسی بیش از آنکه در پی حفظ صورت و دیگریت متن مبدأ باشد، بهسوی روانسازی و بومیسازی برای خواننده فارسیزبان گرایش دارد. این پژوهش نشان میدهد که نظریه آنتوان برمن ابزاری کارآمد برای آشکارسازی مداخلات مترجم در ترجمههای ادبی، بهویژه متون عرفانی و سبکمند، فراهم میآورد و بر ضرورت تعادل میان خوانایی و وفاداری اخلاقی به متن مبدأ تأکید میکند.