سعدی از جمله شاعران ادب فارسی است که عمدۀ شهرت او به دلیل سرودن غزلیات است که طبق نظر صاحبنظران در این حوزه، سبک سعدی، سبکی سهل و ممتنع است. یکی از شگردهای ادبی او نیز در غزلیات، استفادۀ زیاد از التفات است که با توجه به آنها میتوان طبقهبندیهای متفاوتی از التفات در غزلیات به دست داد و سطوح گفتمانی خاصی نیز برای آنها در نظر گرفت که قابلیت تفسیر و تحلیل غزلیات را بر اساس این شگرد و سطوح آن مهیا میکند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و تحلیل سطوح نشانهشناسی گفتمانی التفات در غزلیات سعدی پرداخته است. بر اساس دادههای این پژوهش میتوان گفت: التفات به عنوان یکی از صنایع ادبی برجسته در غزلیات سعدی، ابژههای غایب را به نیروهای ذیشعور تبدیل میکند و گفتمان عاشقانه-عرفانی او را از طریق وقفههای خطابی پویا میسازد. سطوح گفتمانی که التفات به وجود میآورد، مخاطب را به بازبینی و تأمل در روابط خود و دیگری دعوت میکند. سطح اول التفات، صدای مؤلفانۀ سعدی را به مخاطب (معشوق یا خواننده) منتقل میکند. سطح دوم، جانداری عمیق را به رخدادهای عاشقانه تزریق مینماید. سطح سوم، ابژه را از همتایانش متمایز میسازد و ویژگیهای سوژهوار را به معشوق فرافکن میکند که صدای شاعر را به عنوان داعیهای اخلاقی-عرفانی برجسته میکند. سطح چهارم، ابژه را به عنوان آینهای برای هویت مؤلفانه بدل میسازد. سطح پنجم، جهان اجتماعی-عاشقانه را به عرصهای از فرافکنی اخلاقی بدل میسازد و کنشهای پیشانگارشده را به صدای شاعر منتقل میکند.