روایتشناسی، دانش بررسی روایتهاست که از عناصر و اجزایی تشکیل شدهاست. یکی از این عناصر، قاببندیهای روایی است که خالق روایت با تکیه بر آن، موضوعات خود را در اشکال مختلف بیان میکند. قاببندیها، برشهایی جزئی از زمینه و پیرنگ داستان است که حضور و غیابی ایجابی خلق میکنند. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به قاببندیهای روایی در شاهنامۀ فردوسی پرداخته شدهاست. انواع قابها با تکیه بر بخشهای اسطورهای و پهلوانی مشخص و تفسیر شدهاند. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که: با تکیه بر این دو بخش از شاهنامه میتوان چهار نوع قاببندی در نظر گرفت. الف)قاببندیهای تعلیمی، ب)قاببندی به شکل براعت استهلال، پ)قاببندی با برجسته کردن سوژۀ سخنگو و ت)قاببندی به مثابۀ ایجاد تعادل در ترکیببندی رخدادها. هر چهار قاببندی، تفسیرهایی از جهان روایی به دست میدهند و فردوسی با تکیه بر این شگردها، سعی کردهاست گاه، مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود را بیان کند؛ گاه با پیشواز زمانی، مخاطب را به رخدادهای آتی رهنمون شود و لزوم رخدادها را توجیه کند؛ گاه نقش خود را در مقام خالق روایت به مخاطب گوشزد کند و آنِ به تعلیق درآمده را در خدمت امکان روایی درآورد و گاه با قاببندی رخدادها، تعادل در ترکیببندی آنها به وجود بیاورد.