تحلیل مکالمه، یکی از راههای کشف معانی در پارهگفتارهاست. این نوع بررسی و تحلیل هرچند زیر مجموعۀ تحلیل گفتمان قرار میگیرد اما به صورت مجزّا و با بررسی هر پارهگفتار میتوان نحوۀ تعامل طرفین گفتگو و معانی مدّنظر آنها را دریافت. جفتهای همجوار یکی از جنبههای مورد بررسی در تحلیل مکالمه است که از طریق آن میتوان به چگونگی انتقال معنا و سپس تفسیر آنها پی برد. با بررسی این جنبه از تحلیل مکالمه در مکالمههای میان خسرو و شیرین، میتوان جایگاه یک پارهگفتار در جفت همجوار را با توجّه به بافتی که در آن قرار گرفتهاند، تعیین و ساختارهایی که خسرو یا شیرین برای پاسخگویی ترجیح میدهند، پیدا کرد و به تحلیل آنها پرداخت. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل مکالمههای خسرو و شیرین در منظومۀ خسرو و شیرین بر پایۀ جفتهای همجوار پرداخته است. نتایج پژوهش، بیانگر این است که خسرو و شیرین به نوبت سخن میگویند و نوبتهای گفتگو را رعایت میکنند و در این میان، کسی که بیشتر از دیگری پارهگفتارهای مرتبط با سخن دیگری را بیان میکند، شیرین است و در مقایسه با خسرو بیشتر از او هم، از تمثیل برای ابراز دیدگاه و تثبیت هویّت پادشاهی خود استفاده میکند؛ امّا خسرو به طور عامدانه برخی از سخنان شیرین را نادیده گرفته و پس از چندین نوبت گفتگو که پافشاری شیرین را مشاهده میکند خود را ملزم به پاسخگویی دانسته و جفتهای همجوار با سخنان شیرین را بیان میکند.