تحلیل مکالمه، یکی از راههای کشف معانی نهفته در پاره گفتارهاست. این نوع بررسی و تحلیل هرچند زیر مجموعۀ تحلیل گفتمان قرار میگیرد اما به صورت مجزّا و با بررسی هر پاره گفتار میتوان نحوۀ تعامل طرفین گفتگو و معانی مد نظر آنها را دریافت. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی به تحلیل مکالمههای خسرو و شیرین در منظومۀ خسرو و شیرین پرداخته و برای این منظور از نوبتگیری، جفتهای همجوار، اصلاح و بازخورد برای تحلیل مکالمهها بهره برده شده است. بر اساس دادههای این پژوهش میتوان گفت: جنسیت، نقش بسیار مهمی در برساخت مکالمههای خسرو و شیرین دارد. خسرو به عنوان جنس مرد و همچنین پادشاه، در بیشتر مکالمهها، نقش آغازگر دارد و در بیشتر موارد سعی دارد از گفتمان قدرت برای رسیدن به مقصود بهره ببرد. نقش جنسیّت است که باعث میشود شیرین، خسرو را به عنوان یک پادشاه بپذیرد و بر آن تأکید ورزد ولی خسرو، شیرین را که خودش پادشاه یک سرزمین است نه به عنوان یک پادشاه بلکه به عنوان یک زن با شاخصههای زنانگی مورد خطاب قرار دهد. در منظومۀ خسرو و شیرین نظامی، شیرین است که با امتناعهای خود گفتگوی میان خود و خسرو را تداوم میبخشد و باعث تعلیق در روند داستان میشود. خود اصلاحی شیرین در این منظومه، کم است اما دیگر اصلاحی (نقد کارهای خسرو) زیاد دیده میشود. علیرغم وجود گفتمانهای متفاوت در این منظومه، گفتمان غالب، گفتمان قدرت است که بیشتر از جانب خسرو، اعمال میشود، اما شیرین با استفاده از گفتمانهای جامعه، دین و عشق سعی میکند قدرت را به صورت مساوی تقسیم کند و کسی بر دیگری برتری نیابد.