روایت شناسی، متشکّل از عناصری است که در نهایت روایتمندی اثر را شکل میدهند. یکی از این عناصر که نقش بسزایی در پیشبرد روایت دارد و رخدادهای آن را معنادار میکند، مکان است. مکان، موجد معنا در روایت است. در این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی به پردازش مکان در منظومۀ خسرو و شیرین نظامی پرداخته شده است. ضمن اینکه مکان در این پژوهش با تکیه بر جنبۀ پدیداری آن و بر اساس مشخّصههای «مرز، حصار و امنیّت» بررسی شده است بنابراین، هر نوع و گونهای از پدیدار مکان در این پژوهش، مربوط به مکان قلمداد شده است. دادههای پژوهش، حاکی از آن است که: هرچند این منظومه، منظومهای غنایی است و بیشترین رخدادها و توصیفها باید به بیان احساسات و عواطف بشری اختصاص داده شده باشد امّا مکان به صورت هنرمندانهای این بار معنایی را به دوش میکشد. مؤلفههای حصار و مرز که از ویژگیها و خصوصیات هر مکانی میتواند به شمار آید در این منظومه، همسو با ایجاد حس امنیّت عمل میکنند. نظامی حتّی گذر عمر، کمال، تنظیم روابط عاطفی و احساسی را در این منظومه با مکان معنادار کرده است به گونهای که بدون در نظر گرفتن آن، مفاهیم نهادینه و درونهگیری شده در این منظومه به مخاطب و خواننده القا نمیشود.