یکی از مفاهیم بنیادین در قرآن، زمان است؛ مفهومی که در بستر روایتهای وحیانی، گاه مطلق و تاریخی و گاه کیفی، فشرده و قدسی تجربه میشود. آیاتی همچون معارج/4، سجده/5 و حج/47 و مواردی دیگر بهروشنی نشان میدهند که فهم قرآنی از زمان، صرفاً خطی و مادی نیست، بلکه واجد ابعادی متعالی و تجربهگرایانه است. در این مقاله، با تکیه بر نظریه میرچا الیاده دربارۀ «زمان قدسی» و تمایز آن با «زمان سکولار»، تلاش شده است کیفیت تجربهشدۀ زمان در برخی آیات قرآن بررسی شود. الیاده معتقد است زمان قدسی، بازگشتپذیر، متفاوت از زمان تاریخی و واجد معناست. این مطالعه بهدنبال آنست که به روش توصیفی و تحلیلی، درک ژرفتری از نحوۀ مواجهه قرآن با مسألۀ زمان، تجربۀ قدسی و هستی انسان فراهم کند. تحلیل آیات معطوف به قیامت، عروج، خلقت و تجربۀ پیامبران نشان میدهد که قرآن نیز نوعی ساختار زمانی کیفی و متعالی را بازنمایی میکند که بیشتر با ادراک دینی از زمان، پیوند دارد تا محاسبهپذیری فیزیکی آن.